بازار آب داد . بازار نان داد نویسنده: سلیمان عبدی
بازار آب داد . بازار نان داد
نویسنده: سلیمان عبدی
اخیرا سمیناری تحت عنوان عشق و خیانت برای جامعه شناسان در دانشگاه پیام نور بوکان برگذار شد که بنده نیز از جمله سخنران ها بودم و این سمینار بهانه ای شد که در اینجا با این عنوان برگردم. ولی قربانی بحث البته باز بازار آزاد بود، اما قبل از شروع، پرداختن به ریشه یابی این بازار ستیزی اگر نیم نگاهی به روشنگری چیست؟کانت بندازیم مفهوم روشنفکر را اندکی از منتقد سوا کرده است. اگر قرار است که جرات نقد کردن داشته باشیم پس به باور کانت باید مسئولیت نقد را هم بر عهده بگیریم. کانت عمیقاً نخبه ستیز بود و عامه را از نیل به چنین فهمی توانا می دانست ولی به باور او روشنفکر در عین حال مسئولیتهایی دارد. البته وقتی از مسئولیت صحبت می شود همه یاد غل و زنجیر می افتند و مدافع چنین نطری را محافظه کار می دانند ولی ورای اینکه من شخصاً فکر می کنم بیان اعتقادی نادرست و ناروا نیز خالی از اشکال است چرا که به شعور عامه باور دارم و فکر می کنم عامه قدرت تشخیص دارند ولی بحث من از ماهیت گفتمانی است که منتقد بر عهده دارد چنین بیانی البته که مسئولانه است نه از منظر حقوقی بلکه از بعد اخلاقی، لذا آیا روشنفکر در سوگیری نقدش مسئول است؟ من فکر می کنم روشنفکر منتقد ما زورش به کاکو نمی رسد کاکل را چسبیده است، نقد از هایک را به بازار تعمیم می دهند، پایین بودن ازدواج را به بازار نسبت می دهند، در مشکل هویت جوانان و از خودبیگانگی جامعه شهری باز بازار را مقصر می دانند، حالا هم که تکلیف خیانت روشن شد و دود همان دود و کنده همان بازار. علت این سنگ اندازی ها و متلک پراکنی ها چیست؟ لودویگ فون میزس در کتابی تحت عنوان ذهنیت ضد سرمایه داری(the Anti-capitalistic mentality) به تفصیل یه این موضوع پرداخته است هر چند مقاله ترجمه شده رابرت نوزیک از سوی عزت الله فولادوند تحت عنوان "چرا روشنفکران با سرمایه داری مخالفند" هم به این مساله اشاره کرده است.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 11:33 توسط سلیمان عبدی
|