ڕه‌شنوسه‌کانی  1

ڕه‌شنوسه‌کانی  1  

مه‌جی قاچاخچی بو به‌ مه‌جی یه‌ چه‌ته

ساڵانێک له‌مه‌و پێش شاری سابڵاغ گه‌وره‌ و گران بوو  مه‌ڕوانه‌ ئێستای ئه‌و کات سه‌ره‌ڕۆ و ڕه‌ها بو

مه‌جی قاچاخچی ش پیاوێکی زۆر به‌ ده‌ماخ بو  ساویلکه‌و  گۆ له‌ مشتی ئاغا نه‌بوو بگره‌ زۆرجاریش له‌ پیاوانی ئاغای دابوو هه‌ر جارێک شتێکی به‌ قاچاخ دێناو ماڵ و منداڵی پێ به‌ خێو ده‌کرد ئه‌و ده‌میش وه‌ک ئێستا بژێوی ژیان به‌ زه‌حمه‌ت وه‌ چنگ ئه‌که‌وت پیاویه‌تیش به‌ نان په‌یدا کردن بوو ماڵ و منداڵیش چاویان له‌ ده‌ستی پیاوی ماڵێ بوو ئه‌وکات گۆیا توتنی سابڵاغ له‌ کڕین و فرۆش قه‌ده‌غه‌ کرا بوو ڕۆژێک به‌ مێشکی مه‌جی دا هات: "ئێژن ته‌ماکۆ له‌ زه‌نگان(زه‌نجان) فره‌ وه‌ نرخه‌ به‌شکه‌م له‌ سابڵاغ بیسه‌نم و بیوه‌م لوێنه‌ بیفرۆشم" دو سێ جارێک باری خۆی لێ دا پاره‌ی وه‌ ده‌س خست به‌ڵام له‌ دوای دا گیرا دو سێ جه‌نده‌رمه‌ی خوێڕی تا توانیان لێ یان دا هه‌رچی پاره‌ش بو لێیان سه‌ند و جا به‌ند کرا به‌ڵام مه‌جی دوای ده‌رچونی له‌ به‌ندیخانه‌ ڕۆی کرده‌ چیا ببوو به‌ چه‌ته‌ به‌ڵام چه‌ته‌یی له‌ چه‌ته‌ ده‌کرد هه‌ر له‌وانه‌ی وا دایان ڕوتاند و له‌ به‌ندیان کرد بۆیه‌ بۆم ده‌رکه‌وت چه‌ته‌ و کابۆێی مه‌کزیک و ئه‌مریکا هه‌ر دووکیان یه‌ک بوون پیاوانێکی وره‌ به‌رز بوون له‌ سه‌ر سه‌رین یان به‌ نه‌خۆشی گیانیان نه‌داوه‌ مه‌جی یه‌ چه‌ته‌ش کاتێک دیتراوه‌ ته‌رمه‌که‌ی به‌ تیری جاندارم  دورابو به‌ڵام چه‌که‌که‌ی هه‌ر له‌ ده‌ستیا بوو

ئاوی ترێ

ڕه‌شنوسه‌کانی  1

ئاوی ترێ

مه‌رج نییه‌ ئه‌و پیتانه‌ی دوا به ‌دوای یه‌ک داده‌ڕێژرێ له‌ ته‌ک ئه‌وه‌ی له ‌ خوێندنه‌وه‌ی ده‌قه‌کان دا هه‌ڵده‌گوازرێ هاوته‌ریب بێ یان وه‌ک ده‌ڵێن  ده‌قاو ده‌ق بێ  

بۆ نمونه کاتێک ده‌ڵێن ئاوی ترێ له‌وانه‌یه‌ مه‌به‌ست ته‌نیا ئه‌و هه‌سته‌ بێ  که‌ عارفێکی شڵه‌ژاوی داگرتبێ  

کاتێک ده‌ڵێن ئاوی ترێ له‌وانه‌یه‌ مه‌به‌ست ئه‌و تاڵییه بێت که‌ به‌ دوایه ‌ 200 قومی ترت وه‌کو هه‌نگوین بۆ ده‌خورێت  

به‌ڵی کاتێک ده‌ڵێن ئاوی ترێ له‌وانه‌یه جێژوانێک مه‌به‌ست بێ که ‌ ‌ تلێسمی خۆشه‌ویستی کیژۆڵه‌یه‌ک له‌ گشت دونیا دات ده‌بڕێت  

هیچ شتێک مه‌رج نییه تۆ ئازادی  

ئازادی وه‌ک ئاوی ترێ

 

جامعه باز در اندیشه شرق میانه

جامعه باز در اندیشه شرق میانه

نویسنده:سلیمان عبدی

این مطلب مقدمه کتابی تحت همین عنوان است که امیدواریم بزودی از سوی انتشارات کازیوه به چاپ برسد این مطلب از سوی دوست گرامی آقای علی طایفی در سایت جامعه شناسان ایران بنا به ضرورت منتشر شد.

مقدمه :این اثر از روی احساس نیاز وافری که امروزه نسبت به اندیشه های شرقی می شد ، نوشته شده است . بارها اسامی غزالی ، سهروردی ، ابن عربی و سیدقطب به گوش ما خورده است و سخنان متفاوتی نیز از ایشان نقل شده است ولی بررسی این آراء و مجموعه ای از اندیشه های شرقی در یک منظومه واحد به شیوه ای مشخص و روشمند از آرزوهای دیرینه اینجانب بوده است .

 در این اثر تلاش کرده ایم بر یک سیاق علمی ، نظریات این اندیشمندان را که اساس فرهنگ و ادبیات سیاسی و دینیِ  شرق  میانه را پی ریزی کرده اند ، مورد بررسی قرار دهیم . تساهل و تسامح و عقلانیتِ توافقی از بن مایه های یک جامعه باز است و یک جامعه باز بر اساس انتقاد و گفت و گوی مداوم شکل می گیرد . ما در نزد اندیشمندان شرق میانه نیز اعتقاد به تساهل و تأیید باورها و آرمانهای یک جامعه باز را می بینیم و در این اثر نیز در پی به تصویر کشیدن این وجهه از باورهای شرق میانه هستیم ولی نباید از ذهن دور داشت که هیچ اندیشه ای بدور از مایه هایی از خطا نبوده و نیاز مند انتقاد ، جهت اصلاح و پیرایش است ، ما نیز با اعتقاد و تاکید بر این اصل ، که اصلی سازنده و بنیادی است ، آن بُعد از اندیشه های شرق میانه را نیز که جای تامل و بازبینی داشته به تصویر کشیده ایم و تلاش کرده ایم که خواننده را از وجوه دیگر اندیشه شرقی ، آگاه کنیم . یک جامعة باز با تاکید بر تساهل ، نه به عنوان یک هدف بلکه به عنوان حرکتی آغازین ، از جزم گرایی و خشونت نسبت به دیگر آراء و اندیشه ها بر حذر می ماند ، همچنین تکثر گرایی و گذار از وحدت گرایی که توجیهی برای حذف دیگر اندیشه ها و اعمال قدرت است ، از دیگر ویژگیهای جامعه باز است . یک جامعه باز ، جامعه ای انسان محور است و با تاکید بر فردیت از حجیت گرایی و گذاره های نقلی که عامل حصر تنوع و تلون فکری است جلوگیری می کند . در گفت و گوی عقلانی و نیمه فلسفی معتزله ، مایه هایی از این تکثر و تساهل مشهود است ، همچنین در محتوای عرفان شرقی نیز تجربه عرفانی را به صورت شهود و حاصل تجربه درونی عارف می بینیم،  که شهود نیز به عنوان یک ملاک فردی ، خود به گونه ای به فردیت گرایی منجر می شود و این فردیت گرایی در یک منظومه متکثر ، منجر به پذیرش ارزشهای موازی در عرض همدیگر می شود و از ارزشهای اولیت بندی شده در طول هم ، که از ویژگیهای باور دینی است ، فاصله می گیرد . پس می توان گفت عقلانیتِ توافقیِ معتزله و تساهل مبتنی بر فردگرایی عرفان شرقی مایه هایی از آرمانهای یک جامعه باز را در خود نهفته دارند . البته این اثر تصویر تمام نمای اندیشه شرقی نیست ولی می تواند یکی از وجوه پنهان و یا کم رنگ اندیشه شرق میانه را به تصویر کشد . 

چهارچوب نظری و بخش اصلی کتاب فصل یک

جامعه باز

طراحی یک چهارچوب نظری برای این اثر کار سختی بود هر چند الگوی کتاب "جامعۀ باز و دشمنان آن" اثر کارل پوپر  را پیش رو داشتم و از آن الهام گرفتم ولی تنوع زبانی در حوزه مطالعاتی این اثر یعنی شرق میانه و عدم دسترسی به منابع مستشرقین بنا به دلایل متفاوت و حساس بودن موضوع تحقیق و الزام رعایت احتیاط بنا به نگرش احساسیِ بعضی افراد به موضوعهای مطروحه ، کار را با مشکلاتی روبرو کرد و فرایند تحقیق و تالیف را به تعویق انداخت ، کارل پوپر در بررسی اندیشه فلاسفه یونان و در راستای آن ، فلاسفۀ با نفوذ عصر ، که همچنان بر اندیشه سیاسی و اجتماعی ما  سایه انداخته اند ، تصویر واضحی از جامعه باز ارائه داده است که به مرور در طول اثر تکوین می یابد و کامل می شود ولی بنده می کوشم در آغاز کتاب ، مبانی نظری و چهارچوب کار تحقیقی ام را که اثر بر پایه آن شکل گرفته ارائه داده و تکلیفم را با خواننده روشن کنم که البته در جریان تحقیق روشنی و صراحت بیشتری می یابد .  ما بیش از هر چیز جامعۀ باز را بر پایه عقلانیت می نهیم ، ما عقل را تنها معیار عمومی قابل استناد می دانیم . البته این به معنای انکار راههای دیگر شناخت نیست و ما به امور درونی و ادراک تفهمی نیز اذعان داریم ولی هرگز آنچه را که تجربه شخصی خود تلقی می کنیم و شاید برای ما موثق هم باشد ، قابل تحویل و الزام  بر اراده عمومی نمی دانیم ، ولی از سوی دیگر به ارائه کردن و عرضه کردن این امور ایمان داریم و آن را از حقوق اساسیِ  زندگی در یک جامعۀ باز می دانیم . ممکن است شما بنا به نوعی توانایی شخصی که از روی تمرین بوده و یا ذاتی است بتوانید به ادراک بعضی امور نایل شوید و آن را برای خود قابل تفهیم گردانید ، ولی وقتی به صحنه اجتماع پا می گذارید سلایق و توانائیهای انسانی متنوع شده و سطوح ادراک انسانی تلوّن می پذیرند ، اینجاست که راهِ رفته شما ، تنها برای خودتان ارزش دارد و اینجا یک راه کارِ عمومی ، که برای همه قابل پذیرش و ادراک است ضرورت می یابد یعنی مفاهیم مورد توافق ، روشن و خالی از ابهام.

 باید بگوئیم اولویت عقل به معنای مطلق بودن آن نیست زیرا مطلقیت را خطرناک می بینیم ، عقل از اساسی ترین وجهه های تمایز بشریست ولی طبیعی است که در معرض تغییر بوده و تکوین می یابد . وجهه اصلی عقل را بُعد شورایی یا بهتر بگوئیم توافقی آن می دانیم ، توافقی بودن در واقع راهی برای مطرح کردن اندیشه ها و راهکارهای متفاوت است راهکارهایی که ممکن است هر کدام به بُعدی از واقعیت بپردازند و بدینوسیله از فرو  غلطیدن افکار به پستو جلو گیری کرده و حقانیتِ تصمیم  نهایی به نوعی مشروعیتِ تقریباً عمومی تبدیل می شود که امنیت عمومی و بُعد اجرای آن را عملی تر می کند . در واقع پیروی از عقل به عنوان یک استعداد عام و وجهه ممیزه انسان از حیوان مطرح است که به زعم کارل کوهن  این استعداد از یک سو برنامه ریزی و طراحی قواعدی برای عمل و قضاوت را به دست می دهد و از سوی دیگر توانایی استفاده از آن قاعده یا اطلاق آن به موارد خاص را موجب می شود ، که بر همین مبنا ارتباط فکری و استعداد مباحثه منطقی با یکدیگر شکل می گیرد .

این عقلانیت مورد بحث ، همانگونه که اشاره رفت ریشه در گفتگو داشته و توافقی است یعنی به گونه ای ، مدلی سقراطی از عقلانیت است چنانکه سقراط ، گفت و گو را حق طبیعی هر انسان دانسته و با آن زندگی می کرد . البته برای گفتگو ما نیاز به مفاهیم و تعاریف روشن و بدون ابهام داریم در واقع مباحثه اصل است و تعاریف روشن و صریح به فرایند مباحثه کمک می کنند . یورگن هابر ماس در این زمینه به چند اصل اشاره دارد که می تواند در تفهیم امر به ما کمک کند ، از دید او توافق محصول مباحثه است که در مباحثه نیز چهار نوع معیار برای تعیین اعتبار داعیه ها مطرح شده است . نخست باید تشخیص داده شود که بیانات گوینده قابل درک و فهمند . دوم ، قضایایی که گوینده مطرح می کند باید حقیقت داشته باشد ، یعنی درباره موضوع مورد بحث ، دانش موثقی ارائه نماید . سوم اینکه گوینده در طرح قضایایش صادق و رو راست باشد ، یعنی باید تشخیص داده شود که او قابل اعتماد است و چهارم که آن را بسیار مهم تلقی می کنیم اینکه گوینده حق دارد چنین قضایای را به زبان آورد ، حتی اگر در طرح قضایایش صادق نباشد . 

اینجاست که اهمیت مباحثه و گفتگو بیش از پیش روشن شده و داوری جمعی به عنوان یکی از معیارهای توافق اجتماعی مطرح می شود و اینکه تا چه حدی مباحثه می تواند در تصریح مفاهیم و دوری از ابهام پردازی و کلی گوئی و یا از سر وا کردن ، تعیین کننده باشد . یعنی صراحت به جای ابهام پردازی جهت نائل شدن به توافقی نسبتاً پایدار، همچنین باید گفت در یک جامعه باز ، تدارک اطلاعات در راستای ابهام زدایی به گونه ای است که شهروندانِ اجتماع بتوانند بر مبنای آن هوشیارانه عمل کنند و آموزش و پرورشِ شهروندان ، برای امکان پذیر ساختن استفاده هوشیارانه از اطلاعاتِ تدارک دیده شده می باشد  و پرورشِ هنرهای مشاوره و گفت و گو ، برای امکان پذیر ساختن کاربرد تعاونی عقل در مسایل اجتماعی نیز از دیگر موارد مطروحه است. البته ناگفته نماند که مباحثه مورد نظر پروسه ای تکوینی است که متغیرهای بیرونی (پول و قدرت) نباید جهت یا روند توافق را متاثر کند . در واقع ما مباحثه و گفت گو را نوعی ضرورت برای تداوم جامعۀ عقلانی می دانیم که در غیر این صورت توافقات ممکن است از راههای دیگر حاصل شوند همچون گزینه جنگ که بیشترین لطمات را به جامعۀ باز وارد می کند . البته این به معنای نبود هرگونه اختلاف در جامعه عقلانی نیست چنانکه به باور آلکسی دو توکویل جوامع دموکراتیک دارای مردمانی نا راضی بوده و حتی دارای آشوب سطحی هستند ولی این جوامع ضد انقلابی و نسبت به جنگ بی تمایل هستند . پس ما گفت گو را نقطه مقابل و جایگزین جنگ قرار می دهیم و از سوی دیگر تعدد آراء و اختلاف نظر را در امر مباحثه طبیعی و حتی ضروری می دانیم . در واقع جامعۀ باز با تعدد و کثرت آراء روبروست یعنی افراد و گروههای مختلف می توانند در مباحثه شرکت کنند و اتفاقاً مشارکت آنان از پایه های مشروعیت جامعۀ باز است و در چنین جامعه ای توافق ریشه در این کثرت دارد نه وحدت. توکویل در توصیف جامعه آزاد و دموکراتیک ، مرکزیت گرایی را از خطراتی می داند که جامعه را تهدید می کند و به باور او این تکثر گرایی است که قدرت اکثریت در جامعه دموکراتیک را تعدیل کرده و از پایمال شدن حقوق اقلیتها جلوگیری می کند. در بیان تکثر گرایی و جایگاه آن در جامعۀ باز ، جای سخن بسیار است . مشارکت سیاسی گروههای مختلف ، از مبانی مشروعیت جامعه بوده و از ایجاد اطاعت و پیروی کاذب و توده گرایی جلوگیری می کند . همچنین اهمیت تکثر گرائی تا حدی است که ساموئل هانتینگتون می گوید نظامهای سنتی پراکنده با قشربندی اجتماعی انعطاف ناپذیر و تحرک اندک اجتماعی ، غالباً بیشتر از نظامهای سنتی تمایز یافته ، برابریگرا ، دیوانسالار و بازی که قدرت بسیار متمرکزی دارند ، زاینده  دموکراسی نوین می شوند. این توضیح یعنی تکثر و عدم مرکزیت گرائی ما را باز به گفت و گوی سقراطی برمی گرداند چنانچه در مباحثه سقراطی ، داوری از آنِِ همه جهانیان است ، نه گروهی خاص. از طرف دیگر این اصلِ سقراطی ما را به یکی دیگر از مبانی گفت و گوی سقراطی یعنی خودداری از چیرگی بر طرف مقابل و دیکته کردن رأی بر او ، رهنمون می کند که این خود کشف حقیقت را از راهی ملایم و تساهل گرایانه عملی می سازد . البته نباید غافل بود که تساهل گرایی تنها یک نقطه آغاز است و بذّاته ارزش محسوب نمی شود بلکه باید همچون گامی به سوی آزادی در نظر گرفته شود ، ولی درکل می توان گفت تساهل گرایی ابراز نظر را سهل و آسان کرده و امکان اشتباه را برای شرکت در مباحثه امری معمول و طبیعی می گرداند زیرا بحث بعد از عرضه ، به شور گذاشته می شود و طبیعی است که مورد نقد قرار می گیرد و اگر قابل اصلاح نباشد کنار گذاشته می شود .

این نقادی ، همه شئونِ جامعۀ باز را در بر دارد ، برای مثال می توان ساختار سیاسی را نشانه گرفت . به باور پوپر در یک نظام آزاد و باز، باید بتوانیم بدون خونریزی حکومت را ساقط کنیم ،  یعنی به باور او ، قدرت منفی ، یعنی تهدید به برکناری حکومت ، بر قدرت مثبت ، که انتصاب حکومت است ، ارجحیت دارد. پس فرهنگ انتقاد در شالودۀ جامعه باز تنیده شده و موجب استحکام و دوام آن است . یعنی نقد و نقد پذیری از اصول اساسی جامعه باز است و به جای استهزا و توهین و فحش ، مخالفتِ منطقی مطرح است . و این انتقادِ مداوم ، ضامن  پویائی جامعه شده و نقصها و عیوب ، زیر ذره بینِ نقد ، اصلاح می شود و سلامتِ روانی جامعه که تعیین کننده ساختار فرهنگی آن جامعه نیز هست تامین می شود زیرا نقد به جای بارِ ارزشی ، تنها نواقص و نقاط کور را نشانه رفته و در پی رفع آن است ولی توهین و استهزاء ، انسان را نشانه گرفته و شخصیت انسانی  را که در جامعۀ باز، یک سرمایه تلقی شده و از طریق قوانین حراست می شود ، مورد حمله قرار می دهد . از اینجاست که باید گفت جامعۀ باز یک جامعۀ انسان محور است و همۀ امور در راستای خدمت به انسان بوده و رفاه و آسایشِ او مدّ نظر است این مفهوم انسانیت ، فرا قومی و فرادینی است زیرا که انسان، ارزش تلقی شده و اعتقادات و باورها ، همگی در مباحثۀ آزاد به ترازو گذاشته می شوند تا او در آسایش و رفاه باشد یعنی مفهوم انسان گرایی ریشه در تکثر- تساهل- گفتمان  دارد و همه این مفاهیم به گونه ای ارزش و معیار قرار گرفتنِ انسان را ، به صورتی ضمنی دربر دارد اینجاست که من این انسانیتِ مطرح شده در ادبیات جامعۀ باز را فرا دینی و فراقومی می دانم.

بر همین اساس خداگرایی دینی ، نباید مانعی بر سر راه پویائی جامعۀ باز پیش آورد ، زیرا اساساً چنین جامعه ای  دارای نوعی خداگرایی فرا دینی است که نسبت به بی دینی خصمانه عمل نمی کند و قوانین و ساختار سیاسی برای تضمین  و بهینه کردن مباحثه و گفت گوی مورد نظر ، چنین نگرشی را در اولویت کاری خود قرار می دهد این بدان معناست که تکثر و تعدد آرای شهروندانِِ چنین جامعه ای مورد احترام قرار می گیرد ، حتی اگر در اقلیت باشند و این اصل در راستای انسان گرایی جامعۀ باز است . کنار گذاشتن الزامهای ارزشیِ فردی و گروهی از اصولِ گفت و گو و شکل گیری یک جامعه باز است که همگان بتوانند در آن مشارکت داشته باشند و کسی شهروند درجه دو محسوب نشود زیرا جامعۀ باز، از آنِ همگان است و برای بستر سازی مناسب و تشریک مساعی شهروندان ، امور عمومی و جمعی باید کاملاً بی طرف بوده ، تا تکثر آراء و تعدد باورها در آن لحاظ شود البته این در تعبیر سیاسی اش به معنای حکومت مردم نیست بلکه به معنای قضاوت و داوری مردم است و من داوری را به جای حکومت مردمی پسندیده تر می دانم . پس می توان گفت چنین جامعه ای بدور از تئوری قوم برگزیده و نخبگان است و چه بسا جامعۀ نخبه ستیز در معنای استبدادی آن است. به باور پوپر تئوری قوم برگزیده با اشاره به تعبیری خداپرستانه می خواهد تاریخ را قابل فهم کند و با معرفی خدا به عنوان مبدع و آفرینندۀ نمایش بر صحنه تاریخ ، قومی یکتا را در راستای مشیت الهی معرفی کرده که این قوم مالک و وارث زمین می شود.  البته پوپر به همین سادگی دست بردار نیست او بر همین مبنا به مکاتب اصالت طبیعت و اقتصاد نیز می تازد او بر این باور است که ستیز و مخالفتِ برخی با عقل به این علت است که آنها عقل را ناتوان از پیشگوئی تاریخی می دانند گوئی که تنها هدف عقل در حیات اجتماعی را این امر می دانند ، این خرد ستیزی به این موضِع می پردازد که : یا از رهبر و دولتمردی کبیر پیروی کنید و یا خودتان رهبر شوید ،  و این در نزد اکثر مردم به معنای تسلیم وتمکین در مقابل نیروهای بی نام و نشان حاکم بر جامعه است . پس آنچه این توهم را آفریده ، یعنی کارکرد کاذبِ پیشگوئی عقل ، باید کنار گذاشته شود و نسبیّت گذاره های عقلی پذیرفته شود . پوپر در تعریف عینیت علمی اشاره می کند که هیچ نظریه ای به صورت جزمی پذیرفته نیست و همگی موقتی بوده و همواره در معرض سخت ترین انتقادها قرار دارند ، که در راستای حذف خطاها بوده و توافقات نیز موقتی خواهند بود زیرا این نقدها مداوم است و هر زمان امکان ارائه راهکار بهتری وجود دارد.

نسبیت گذاره ها به معنای نبود اصلی قابل استناد و حقیقتی مورد قبول  نیست بلکه این ریشه در تنوع و خطا پذیر بودن ادراک انسانی دارد این موجبِ کم بهائی ارزشهای عقلانیت نیست بلکه کاوش و جستجوی مداوم را می طلبد که از طرفی بر مبنای نوعی شکاکیت مثبت نهاده شده یعنی مورد سوال قرار دادن مداوم و امکانِ پذیرش راهکارهای جدیدِ بهتر ، و از سوی دیگر نوعی مسئولیت گرایی را نیز در چهارچوب زندگی اجتماعی وارد می کند و توانائی و قدرت سازندگی انسانی را در مقابل تقدیرگرائی قرار می دهد و از فرافکنی مسئولیتها به عوامل موهوم و امور بی نام و نشان جلوگیری کرده و به نقش تعیین کننده انسانی در بازسازی زندگی اجتماعی و مشارکت در آن می پردازد . چنانکه انسان با محوریت قرار دادن خود و تاکید بر خطا پذیری به جای حجّیت گرائی و ارجاع امور به مفاهیمِ تعریف شده قبلی ، هر لحظه توانا به ادراک موضوع مورد بحث در زمان کنونی و بر اساس اندیشه مورد توافق جدید است . البته  بر این امر تاکید می کنم که خطاپذیری در ارتباط با نقد قرار دارد ، در ساختاری کلان برای مثال در عرصه سیاسی ممکن است با شما منصفانه رفتار نشود چون انسان خطاپذیر است . نهادها محصولاتی انسانی هستند پس آنها نیز دچار خطا خواهند شد ، البته این نقصی بر آن وارد نخواهد کرد اگر راههای اعتراض و ابراز نارضایتی برای شما باز باشد.

 روش ما ، روشی انتقادی است . ما بر همان مبنای مدل پوپری با بررسی و مورد بازبینی قرار دادن اندیشه ها و افکار مطرح شده ، موارد مبهم و نواقص را در نظر گرفته و در پی ارائه گزینه ای دیگر بر مبنایی عقلانی و نقد پذیر هستیم . در این اثر به آن بُعد از باورها و اندیشه های شرق میانه که کماکان در زندگی اجتماعی و سیاسی ما تاثیر گذارند ، اشاره کرده و موارد نقض و اِشکال آن را مورد بررسی قرار می دهیم در همین راستا مبنایی که بنده برای کار خود از آن استفاده خواهم کرد بیشتر بر پایۀ استخراج مفاهیمِ صریح و روشنِ این نظریات و تئوریهاست تا بتوانیم به گونه ای روشن از آن استنباط کنیم و مورد داوری قرار دهیم . لازم به ذکر است بررسی آراء و افکار شرقی به معنای در اولویت قرار دادن این بُعد ، بر دیگر امور نظام اجتماعی نیست . در جریان کارِ تحقیقی برای دور ماندن از این خطا ، به تاثیر فاکتورهای متنوع و متکثرِ تاثیر گذار بر شکل گیری این ایده ها و افکار اشاره شده است.

 

منبع : سایت جامعه شناسی ایران

 http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=910&Itemid=33

 

ڕه‌شنوسه‌کانی 1

ڕه‌شنوسه‌کانی 1

داره‌ توو

ساڵێکیان داره‌ توویێکمان له‌ حه‌وشه‌ دا بوو

شه‌وان له‌ گه‌رما بۆ خواردن و خه‌وتن ئه‌چوینه‌ حه‌وشه‌

به‌ڵام له‌به‌ر چزه‌ی مێشوله‌و و ویزه‌ویزی مێش ئه‌نجمانمان نه‌بوو

باوکم پیاوێکی هێنا ده‌وای دار بکا

 تا دو سێ ڕۆژێک ده‌وامی هێنا

دوباره‌مان کرد سێ باره‌مان کرد هیچ سودی نه‌بوو

مێش و مێشوله‌ له‌ دوای چه‌ند ڕۆژێک هه‌ر له‌ جێی خۆی بوو

بۆیه‌ له‌ ئاکام بڕیارمان دا که‌ داره‌ توو ببڕین

به‌ڵام تا ئێستاش دایکم که‌ نه‌قڵ مان بۆ ئه‌کا

 ئه‌ڵێ ئه‌وساڵه‌ی داره‌ توو یێکمان له‌ حه‌وشه‌ دابوو ...

ڕه‌شنوسه‌کانی ۱

ڕه‌شنوسه‌کانی ۱

خۆشه‌ویستی

عاره‌قی کاتی لێک جوت بونم لا پێرۆزه‌

چون ده‌ری ئه‌خا خۆشه‌ویستی پتر له‌ قسه‌ی به‌ سۆزه‌

خۆشه‌ویستی کوا وته‌یه‌ کوا خه‌یه‌ڵه‌

وه‌کو مردن وه‌کو خواردن ، ڕوداوه‌یه‌کی ڕیئاله‌