تحلیل محتوای فیلم و رمان کوری اثر ژوزه سارا ماگو

تحلیل محتوای فیلم و رمان کوری اثر ژوزه سارا ماگو

دانشجو: خدیجه قادریان

استاد راهنما: سليمان عبدي

درباره نویسنده : (ژوزه سارا ماگو)

ژوزه سارا ماگو ، نویسنده ی پرتغالی ، که بارها نامزد جایزه ی نوبل ادبیات شده است، سرانجام و

دیر هنگام در سن 76 سالگی موفق شد در سال 1998 این جایزه را از آن خود و کشورش کند .

آثار این رمان نویس و شاعر که به عبارتی رئالیسم جادویی را با انتقادات گزنده ی سیاسی در می

آمیزد به 25 زبان ترجمه شده است.

ساراماگو در سال 1992 در نزدیکی لیبسون در خانواده ای تنگدست به دنیا آمد و به دلیل فقر

نتوانست تحصیلات دانشگاهیش را به پایان برساند، در یک آهنگری مشغول به کار شد تا بتواند

بطور پاره وقت به درسش ادامه دهد.

ساراماگو نخستین رمانش (کشور گناه ) را در سال 1947 نوشت اما 35 سال انتظار کشید تا

سرانجام موفقیت ادبی و شهرت در سال 1982با انتشار رمان ( بالتازار و بلیوندا) به سراغش بیاید.

سبک شاعرانه ی ساراماگو که تخیل ،تاریخ و انتقاد از سرکوب سیاسی و فقر را با هم در می آمیزد

موجب شده است که او را به نویسندگان امریکای لاتین به ویژه گابریل گارسیا مارکز تشبیه کنند . اما

ساراماگو منکر این این شباهت است و می گوید بیشتر از سوانتس و گوگول تأثیر پذیرفته است .

اثر جنجالی ساراماگو (انجیل به روایت عیسی مسیح) بود که در سال 1992 منتشر گردید ، وزیر

وقت کشور پرتغال آنچنان از این رمان برآشفت که نام ساراماگو را از فهرست نامزدهای (جایزه ی

ادبی اروپا) حذف کرد و گفت : این رمان توهین به کاتولیک های پرتغال است و موجب تفرقه افکنی

در کشور شده است . ساراماگونیز به نشانه ی اعتراض با همسر اسپانیای اش پرتغال را ترک کرد و

به لانساروت ، جزیره ای آتشفشانی از جزایر قناری ، به تبعیدی خود خواسته رفت.

فرهنگستان سوئد با ستایش از ساراماگو و اهدای جایزه ی نوبل ادبیات 1998 به وی گفت : آثار

ساراماگو تمثیلهای ملهم از تخیل و شفقت انسان های سگم را در دایره ی افکار خویش و مناسبات

اجتماعی تصویر می کند.

 

ادامه نوشته

تحليل رمان حصار وسگ های پدرم

تحليل رمان حصار وسگ های پدرم

محقق:‌ منيره قهرماني

استاد راهنما:‌سليمان عبدي

رمان حصار وسگ های پدرم رمانی است که خواننده رابه دنیایی می برد که در گذشته واقعاً چنین چیزی در جامعه ی کردی وجود داشته، جامعه ای پدر سالار وقدرتمند که همه چیز در دست مردان وپدر نقش اول خانواده است ودرآنجا هیچ نشانه ای از برابری حقوق زن ومرد دیده نمی شود.

متن رمان بسیار قابل فهم است وافراد می توانند عمق داستان را حس کرده وآن را به خوبی درک کنند ،در جای جای داستان نقش خشن ومقتدر پدر به خوبی دیده می شود .رمان نثر خیلی غریبی دارد وحشتناک وپر از دلهره یک جور فضای مالیخولیایی ورعب آور،جملاتی که انگار همه ی وجودتان را چنگ می زند .در سرلوحه ی کتاب نویسنده آرزو می کند که بچه هایش،نسل بعدی در حصار هیچ کس زندگی نکنند منظورش حصار های فکری هم هست وفقط مادی نیست چون نسل گذشته همه در حصار زندگی می کردند .این رمان راهی برای شناخت توتم وتابو و جامعه ی اروس کش،ذوق کش،عصیان کش وانتقاد از آن است .اینجاست که در قالب یک داستان از هستی یک حالت آگاه می شویم از جامعه ای که در آن امور جنسی به صورت امری زشت و ممنوع اعلام  میشود و حتی فکر کردن به آن نیز حرام و ممنوع است . هدف ما در این نوشته بررسی رمان حصاروسگ های پدرم از دیدگاه فروید درمورد توتم وتابو واریک فروم در مورد مکانیسم های گریز از آزادی است . زیبایی که در این اثر به کار رفته زیبایی سورئالیستی است وجریان سیال ذهن به قدرت در آن پرداخته شده است رمان لبریز از روابط ابژه ای است که شخصیت ها با هم دارند ومی بینیم که تحت تسلط وانقیاد ابژه هایشان هستند .

 

ادامه نوشته

کاربرد روانشناسی در اقتصاد و مدیریت

مصاحبه با پروفسور دانيل كاهنمن

ترجمه: علی سرزعیم
خرید چوب بيسبال و توپ آن روی هم 10/1 دلار هزینه داشته است. اگر قیمت چوب بیسبال يك دلار بیشتر از توپ آن باشد، قیمت توپ چقدر خواهد بود؟ بسیاری ناخودآگاه می‌گویند 10 سنت چرا که به سادگی 10/1 را به يك دلار و 10 سنت تفکیک می‌کنند. وقتی همین سوال از جمع دانشجویان دانشگاه پرینستون مطرح شد بیش از نیمی ‌همین جواب غلط را دادند.

دکتر «دانيل كاهنمن» استاد دانشگاه پرینستون و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2002 می‌گوید: «انسان‌ها به سخت فکر کردن عادت ندارند و به اولین جواب شهودی که به ذهنشان می‌رسد راضی می‌شوند». مثال چوب و توپ بیسبال را رها کنید، اما بدانید که موضوع ناسازگاری و خطاهای تصمیم‌گیری توسط افراد متخصص و خبره از جمله موضوعات محوری است که دکتر کاهنمن به آن پرداخته است. تحقیقات کاهنمن به همراه یار مرحومش دکتر «تورسکی» موجب شد تحولی اساسی در حوزه اقتصاد و فاینانس ایجاد شود چرا که همواره در عمل دیده می‌شود رفتار عاملان اقتصادی با آنچه که فرضیه رفتار عقلایی پیش‌بینی می‌کرد منطبق نیست. آنها از طریق آزمایش‌های تجربی نشان دادند که چه اشتباه‌ها، تناقض‌ها وجهت‌گیری‌هایی همواره در تصمیم‌گیریهای انسانی وجود دارد. شاید غیرممکن باشد که فردی راستگو و صادق مقالات او را بخواند و شوکه نشود. وی با سادگی هرچه تمام‌تر نشان می‌دهد که چقدر تصمیم‌گیریهای انسان‌ها در معرض خطا است و چقدر باید مراقب جهت‌گیری‌ها بود. امروزه کاربرد تحقیقات کاهنمن تحولی شگرف در حوزه فاینانس موجب شده و کمک به فهم این موضوع کرده که چطور عاملان اقتصادی در مورد زمان، پول و منابع خود تصمیم‌گیری می‌کنند. با هم گفت وگويي با كاهنمن درخصوص وجود ناسازگاري در تصميم‌گيري‌ها را مي‌خوانيم.
ادامه نوشته

وال استریت؛ پرسش های بی پاسخ

وال استریت؛ پرسش های بی پاسخ

رضا قزی پور

هدف اصلی از نوشتن این سطور در واقع توجه دادن حامیان جنبش وال‌استریت به این پرسش است که بهشت آن‌ها چگونه جایگزین جهنم امروز خواهد شد؟! بهشتی که مقرر است نتیجه قطعی این جنبش باشد و حقوق ۹۹ درصد ناداران را از دارایان استیفا کند چگونه جایی است؟ دنیای سیاه بورژوازی چگونه جای خود را به ارزش‌های عدالت‌خواهانه می‌دهد؟!

ادامه نوشته

تحليل جامعه شناختي فيلم ماشینیست

تحليل جامعه شناختي فيلم ماشینیست

محقق:‌ اوين نبي زاده

استاد: سليمان عبدي

تاریخ نمایش : 2004            تهیه کننده : ژولیو فرناندز      نویسنده: اسکات کوسار

کارگردان : براداندرسون

بازیگران اصلي فیلم:  کریستن بیل ( تریور رزنیک )     جنیفر جانسون لی (استیوی )

جان شارین ( ایوان )

مقدمه

ماشینیست که به (EL Maquinista) نیز شناخته می شود یک فیلم فرح بخش انگلیسی زبان به کارگردانی براد اندرسون و نوشته ی اسکارت کوسار در سال 2004 است که توسط

Fantastic  Factory Label of Filmax And Castelao Productionsتولید شده است.   ماشینیست فیلمی پیچیده و در عین حال جذاب است که بر سنتهای سینما و ادبیات اروپا به ویژه اسپانیا و روسیه تکیه دارد ماشینیست از یک سو به خاطر شیوه ی روایتش یادآور فیلم یادگاری است و از سوی دیگر با توجه به بی خوابی به عنوان یکی از عناصر مهم فیلم ، شبیه به فیلم بی خوابی است. بیشترین تأثیر اسکات کوسار مربوط به نویسنده ی نامی روسیه فئودور داستایوسکی می باشد. در فیلم ، ترور کتاب ابله از داستایوسکی را مطالعه می کند و همچنین وقتی ترور به جاده ی 666 میرود ، سکانس بدلی است به رمان مشهور جنایات و مکافات از داستایوسکی دارد. براداندرسون سعی کرده است تماشاگر را در برابر معمایی دشوار قرار دهد. تماشاگر تقریبا تمامی رویدادهای فیلم را از دریچه ی ذهن یک نفر یعنی ترور می بیند و از همین روست که جهان فیلم ، همگام و همسو با ذهن ترور آشفته ، از هم گسیخته ، بی رنگ و تیره به نظر می رسد. در عین حال ، تماشاگر به اندازه ی ترور از رویدادهای جهان فیلم آگاه است. در نتیجه همراه با ترور می کوشد تا پازلی که در برابر ترور قرار گرفته حل کند. اما این که براداندرسون چرا چنین شیوه ی روایتی را برای داستانی شبیه به "جنایات و مکافات " داستایوسکی را انتخاب کرده ، موضوعی قابل تأمل است. در رمان داستایوسکی ، خواننده از طریق روایتی متعارف شرایط زندگی راسکولنیکوف ، انگیزه های او برای جنایت ، چگونگی وقوع جنایت و باقی رویدادها را درمی یابد. در رمان داستایوسکی تأکید بر کارکرد جنایت و تأثیر آن بر روان انسان است. از این رو نکته ی نامعلومی درباره ی قاتل یا نحوه ی وقوع جنایت برای خواننده وجود ندارد. به عبارت دیگر ، رمان ، فاقد تعلیق پلیسی است و تعلیق موجود در آن از تردیدهای درونی راسکولنیکوف نشأت می گیرد. اما در ماشینیست ، با حذف چگونگی وقوع جنایت و فاعل آن از مجموعه ی اطلاعاتی که به تماشاگر داده می شود و ارائه ی تدریجی اطلاعات به شیوه ی رمان پلیسی تماشاگر در تعلیقی طولانی قرار می گیرد که تقریباً تا واپسین سکانس های فیلم پایدار می ماند. بدین ترتیب اندرسون و فیلم نامه نویسش اسکات کوسار از یک رمان روانشناختی فیلمی معمایی پدید آورده اند. در واقع كارگردان و نویسنده ی فیلم سعی کرده اند ماهیت انسان مدرن را در دنیای تجدد مورد توجه قرار دهند. کریستن بیل بازیگر اصلی فیلم حدوداً برای چهار ماه در رژیم غذایی سختی بود چون شخصیت او در فیلم نیاز داشت که کاملاً لاغر باشداو 28 کیلوگرم وزن کم کرد تا به 54 کیلوگرم برسد .

ادامه نوشته