لودويگ فون ميزس

لودويگ فون ميزس

ژرژ گوييدو هولسمان
مترجم: محسن رنجبر.

پدر وي، آرتور فون ميزس، مهندس راه‌آهن و كارمند دولت و مادرش، آدله فون ميزس بود. فون ميزس هنوز در سن كودكي بود كه خانواده‌اش به ميهن مهاجرت كردند. وي در 1892 به Akademisches Gymnaium وارد شد و در آن جا به آموزش علوم انساني پرداخت و با هانس كلسن (Mans Kelsen) همكاري نمود. او از ابتدا علاقه خاصي به تاريخ و سياست داشت. به همين خاطر پس از فارغ‌التحصيلي در سال 1900، در دپارتمان حقوق و علوم دولتي در دانشگاه وين شروع به تحصيل نمود.
فون ميزس، كار خود را تحت نظر كارل گرانبرگ (Carl Grumberg) و با طرفداري از مكتب تاريخي در علوم سياسي آغاز كرد. در اين مكتب بر تحقيق و پژوهش تاكيد شده و اهميت چنداني به تحليل نظري داده نمي‌شود. اما ميزس در پاييز 1903 كتاب «اصول علم اقتصاد» نوشته كارل منگر (Carl Merger) را كه متني بنيادين در مكتب اقتصاد اتريش است مطالعه كرد و مطالعه اين كتاب او را از اين روش تاريخ‌گرايانه دور نمود. وي در ساليان بعد، به ويژه در سمينار اوگن فون بوم باورك (Evgen Von Bohm- Bawerk)، وزير مالي سابق و مدافع مكتب اتريش، به تعميق مطالعات خود در زمينه تئوري اقتصادي پرداخت.
فون ميزس در فوريه 1906 فارغ‌التحصيل شد. وي كار خود را به عنوان كارمند دولت در اداره امور مالي اتريش آغاز نمود، اما بعد از چند ماه به دليل بيزاري از سازمان‌ هاي دولتي آن جا را ترك كرد. پس از آن، دو سال در يك شركت حقوقي در وين به عنوان كارآموز، مشغول به كار شد و همچنين، شروع به تدريس اقتصاد كرد. در اوايل سال 1909، به «اتاق تجارت و صنعت وين» ملحق شد كه به مدت 25سال در آن جا مشغول به كار بود. اين نهاد، در آن زمان يك سازمان نيمه دولتي بود و از طريق نشرياتي كه به چاپ مي‌رساند، اثر قابل ملاحظه‌اي بر سياست اتريش مي‌گذاشت. فون ميزس، به موازات فعاليت حرفه‌اي و شغلي‌اش، علايق بلندپروازانه دانشگاهي و علمي خود را دنبال كرد و رساله‌اي در باب پول و بانكداري به نگارش درآورد. وي با نوشته‌اي كه با عنوان des Geldes under Umlaufsmittel در سال 1912 به رشته تحرير در آورد و در 1934، با عنوان «تئوري پول و اعتبار» به انگليسي ترجمه شد، دو تاثير پايدار بر علم اقتصاد نهاد. وي نشان داد كه تئوري ارزش منگر، چگونه در رابطه با پول به كار مي‌رود و نيز، تئوري چرخه تجاري جديدي را مطرح كرد كه طبق آن آشكار شد، بحران‌هاي اقتصادي نتيجه تخصيص نامطلوب منابع هستند كه در نتيجه تورم روي مي‌دهند. او همچنين نشان داد كه پول به هيچ‌وجه نمي‌تواند خنثي باشد و افزايش حجم پول، هميشه اثرات بازتوزيعي خواهد داشت.فون ميزس، در جنگ جهاني اول، به عنوان افسر توپخانه اتريش– مجارستان و همچنين به عنوان مشاور اقتصادي وزارت جنگ به خدمت مشغول بود. او تجارب با ارزشي از تحرك سياست مداخله‌گري و واقعيت‌هاي سوسياليسم جنگ به دست آورد، كه بعدا در تئوري سوسياليسم خود به كار گرفت. وي در آخرين سال جنگ، به مقام موجه و معتبر- اما بدون برخورداري از حقوق- «استاد برتر» دانشگاه وين دست يافت.كوتاه سخن آن كه فون ميزس پس از جنگ، به همكار دولت جمهوري‌خواه و جديد اتريش آلمان (نامي كه تا سپتامبر 1919 توسط حكومت اتريش به كار گرفته مي‌شد) تبديل شد. وي در مسائل مالي مرتبط با امور خارجي صاحب‌نظر بود. اما مهم‌ترين موفقيت عملي وي در اين‌دوره، متقاعد ساختن اوتو باور (Otto Bauer)، رهبر حزب سوسياليست و دوست سابق و دانشجوي همانند خودش، به اين بود كه نبايد به كودتاي سوسياليستي مبادرت كرد. او همچنين كتابي را منتشر كرد كه در آن به توضيح سقوط اتريش مجارستان چندفرهنگي پرداخت. ميزس، در Nation Staat und Wirtshaft) 1919)(كه در 1983، با عنوان «ملت، حكومت و اقتصاد» به انگليس ترجمه شد) ادعا مي‌كند كه امپرياليسم آلماني، نتيجه‌ به كارگيري قدرت حكومت براي حل مشكلات جوامع چندفرهنگي- كه در استان‌هاي شرقي اتريش و آلمان رواج داشتند- بوده است.
فون ميزس در پاييز 1919، مشهورترين مقاله‌اش با عنوان «محاسبه اقتصادي در جامعه سوسياليستي» را نوشت.
وي در اين مقاله چنين بحث مي‌كند كه رهبر سوسياليست، از ابزار لازم براي تخصيص عقلاني منابع، كه همان محاسبه و برآورد اقتصادي است، محروم مي‌باشد و در يك اقتصاد سرمايه‌داري تنها قيمت‌هاي پولي هستند كه مقايسه پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري جايگزين را به صورت يك واحد مشترك امكان‌پذير مي‌سازند. وي دو سال بعد، رساله‌اي را درباره سوسياليسم منتشر ساخت (Die Gemeinwirtschaft,1922) كه تاثير سرنوشت‌سازي بر رهبران بعدي جريان روشنفكري، يعني افرادي چون هايك (F.A. Hayek) و ويلهلم ريكه (Wilhelm Ropke) نهاد.
اينان كساني بودند كه پس از جنگ جهاني دوم، نهضت نوپاي نئوليبرال را رهبري كردند.ميزس در اوايل دهه 1920، با موفقيت به مبارزه با تورم در اتريش پرداخت و توانست تاثير مهمي بر اصطلاحات پولي و مالي سال 1922 بگذارد. با اين حال نتوانست از افزايش مداوم دخالت‌هاي دولت و تيرگي اوضاع مالي عمومي اتريش جلوگيري كند.
ميزس يك تئوري كاملا جديد درباره سياست‌هاي مداخله‌گرايانه پايه‌گذاري نمود كه نشان مي‌دهد مداخله‌جويي‌هاي دولت، ذاتا ضد توليد است. اين تئوري، عملا همه اشكال سياست‌هاي راه سوم را منتفي دانسته و سرمايه‌داري اقتصاد آزاد را به عنوان تنها گزينه معنادار و ارزشمند از ميان گزينه‌هاي سياسي موجود تعيين نمود. ميزس در سال 1927، در Liberalismus، فلسفه سياسي خود مبني بر اصالت فايده را به طور مختصر و موجز، ارائه كرد.ميزس در اواخر دهه 1920، انتشار مقالاتي در باب خصلت معرفت‌شناختي علم اقتصاد را آغاز كرد. وي معتقد بود كه علم اقتصاد را نمي‌توان با تحليل داده‌هاي قابل مشاهده، رد كرد يا بر آن صحه گذاشت. از ديد وي، اقتصاد، همانند رياضيات يا منطق يا هندسه، يك علم مقدماتي است. علاوه بر آن، اقتصاد تنها جزيي از يك علم اجتماعي گسترده‌تر است كه وي بعدا نام آن را «پراكسلوژي» (Praxeology)، به معناي منطق عمل انسان نهاد.فون ‌ميزس نهايتا مسيرهاي مختلف كاري‌اش را با يكديگر تلفيق نموده و بدين طريق در سال 1934- زماني كه صاحب كرسي روابط اقتصادي بين‌المللي در انجمن دانش‌آموختگان مطالعات بين‌الملل در ژنو بود- رساله‌اي پراكسلوژيك را به رشته تحرير درآورد. وي تا سال 1940 در اين مقام بود و در همين سال بود كه بالاخره رساله‌اش با نام Nationalokonomie به چاپ رسيد. در 1938، زماني كه در ژنو بود، با مارگيت سرني (Margit sereny) (با نام خانوادگي پدري هرزفلد) ازدواج كرد و بعدها دختر ناتني‌اش گيتاسرني، به نويسنده مشهوري تبديل شد.آن‌ها از اين ازدواج صاحب هيچ فرزندي نشدند.ميزس، در ژولاي 1940، ژنو را ترك كرد تا مبادا به اسارت ارتش آلمان درآمده يا توسط دولت سوئيس به آنها تحويل داده شود. وي به نيويورك رفت و در 1946 به شهروند ايالات متحده تبديل گرديد و بدين‌گونه، زندگي جديدي را آغاز كرد. فون ميزس ابتدا به استخدام اداره ملي تحقيقات اقتصادي درآمد، سپس به عنوان مشاور انجمن ملي توليدكنندگان مشغول به كار شد و نهايتا در سال 1945، به عنوان استاد مدعو دانشگاه نيويورك انتخاب گرديد. او به مدت 24 سال پس از آن، كماكان در اين دانشگاه به فعاليت مشغول بود.ميزس در ايالات متحده،‌ به «رييس معنوي» نهضت تازه‌ جان گرفته ليبرتارين تبديل شد و فضاي مكتب اتريش را به‌گونه‌اي مشخص و آشكار بر آن حاكم كرد. روابط نزديك «بنياد آموزش‌هاي اقتصادي»، «صندوق ويليام والكر» و «بنياد Earhart»، پشتوانه مالي و سازماني لازم را براي وي فراهم آورد. تاثير و نفوذ فون ‌ميزس، در سال‌هاي پس از انتشار ويرايش انگليسي رساله پراكسولوژيكش با عنوان «عمل انسان» (1949) به حداكثر ميزان خود رسيد. سخنراني‌ها و سمينارهاي وي در دهه 1950 در دانشگاه نيويورك، سبب پرورش رهبران روشنفكر بسياري در جريان ليبرتارينيسم پس از جنگ شد. افرادي چون موري روتبارد، هانس سنهولز، جورج رايسمن، رالف رايكو، لئونارد ليگيو و اسراييل كرزنر از اين دسته‌اند.توان و قدرت توليد فون ميزس در دهه 1960 به گونه بسيار قابل‌ملاحظه و شديدي كاهش يافت. او تا 1969 در دانشگاه نيويورك به تدريس پرداخت و در همين شهر نيز از دنيا رفت. به واقع وي، براي مدت تقريبا چهاردهه، رهبر بلامنازع مكتب اتريش در علم اقتصاد بود.
كتاب‌شناسي
مقالات شخصي فون ‌ميزس،‌ در دوران پس از سال 1938، در آرشيو دانشگاه Grove city در پنسيلوانياي غربي گردآوري شده است. كپي مقالات هر دو آرشيو مسكو و Grove city در انستيتو ميزس در اوبرن در آلاباما نگهداري مي‌شوند. مجموع كارهاي ديگري از او را مي‌توان در اتاق تجارت وين، انجمن دانش‌آموختگان مطالعات بين‌الملل در ژنو و در انستيتو هوور در دانشگاه استنفورد يافت. منبعي مهم و ضروري براي مطالعه زندگي و كارهاي فون ‌ميزس، اتوبيوگرافي وي با نام «يادداشت‌ها و خاطره‌ها» (1978) است، اما اين كتاب، تنها وقايع رخداده تا سال 1940 را در برمي‌گيرد و فقط به پيشرفت‌هاي روشنفكري وي در شرايط آن زمان مي‌پردازد. يك منبع مهم ديگر كه بيشتر به خود فون ‌ميزس مي‌پردازد، «سال‌هاي زندگي من با لودويگ فون ‌ميزس» (1984) نوشته مارگيت فون ‌ميزس مي‌باشد. مقالات شخصي وي، مربوط به زمان قبل از 1938، در «آرشيو مخصوص گردآوري‌هاي مستند تاريخي» در مسكو، جمع‌آوري شده‌اند.اين مقالات در 1938 از آپارتمان فون ‌ميزس در وين ربوده شدند. ارتش سرخ در پايان جنگ جهاني دوم، اين مقالات را به همراه تاليفات بسيار ديگري، در يك قطار متروكه در بوهميا (Bohemia) پيدا كرد و آن‌ها را به مسكو آورد. هنوز هيچ زندگينامه جامعي درباره فون ‌ميزس به چاپ نرسيده است. بيوگرافي‌هاي روشنفكرانه مفيدي كه در اين رابطه مي‌توان نام برد، عبارتند از: «لودويگ فون ‌ميزس: عالم، آفرينش‌گر، قهرمان» (1988) اثر موري روتبارد و «لودويگ فون ‌ميزس: انسان و علم اقتصاد او» (1973)، نوشته اسرائيل كرزنر. روتبارد همچنين «لزوم فون ميزس» (1973) را نيز به نگارش درآورده است.

* Ludwig Heinrich Edler Von Mises
** اتريش- مجارستان، نامي است كه از 1867 تا 1918 ميلادي، به حكومت مركب از امپراتوري اتريش و سرزمين مجارستان كه سلسله پادشاهي هاپسبورگ به آن‌ها سلطنت كرده، اطلاق مي‌شده است.
(لمبرگ، همان لووف در اوكراين امروزي است. (م.) )

 

بزودی انتشارات راویژ شروع به کار خواهد کرد

بزودی انتشارات کازیوه شروع به کار خواهد کرد

نشر کازیوه در نظر دارد در آینده ای نه چندان دور با همکاری دوستان و بزرگوارانی که در حوزه جامعه شناسی و اقتصاد مشغول به فعالیت هستند شروع به فعالیت کند. برای شروع مدیر نشر آثار زیر را جهت اخذ مجوز برای چاپ در نظر دارد:

۱-سوسیوتراپی خشونت(تحلیل جامعه شناختی سینما با رویکردی لیبرال)

۲-جستجوی جامعه باز در اندیشه شرق میانه

۳-جمهوری کردها زیر ذره بین(رویکردی جامعه شناسی بر اساس مدل ترکیبی امانوئل والرشتاین و تدا اسکاچپل)

همچنین نشر در راستای ارتقای کیفیت چاپ کتاب حوزه های جامعه شناسی اثر سلیمان عبدی آن را تجدید چاپ خواهد کرد.