![]() |
![]() |
|
| اندیشه جامعه شناسی |
|
بازار آب داد . بازار نان داد نویسنده: سلیمان عبدی اخیرا سمیناری تحت عنوان عشق و خیانت برای جامعه شناسان در دانشگاه پیام نور بوکان برگذار شد که بنده نیز از جمله سخنران ها بودم و این سمینار بهانه ای شد که در اینجا با این عنوان برگردم. ولی قربانی بحث البته باز بازار آزاد بود، اما قبل از شروع، پرداختن به ریشه یابی این بازار ستیزی اگر نیم نگاهی به روشنگری چیست؟کانت بندازیم مفهوم روشنفکر را اندکی از منتقد سوا کرده است. اگر قرار است که جرات نقد کردن داشته باشیم پس به باور کانت باید مسئولیت نقد را هم بر عهده بگیریم. کانت عمیقاً نخبه ستیز بود و عامه را از نیل به چنین فهمی توانا می دانست ولی به باور او روشنفکر در عین حال مسئولیتهایی دارد. البته وقتی از مسئولیت صحبت می شود همه یاد غل و زنجیر می افتند و مدافع چنین نطری را محافظه کار می دانند ولی ورای اینکه من شخصاً فکر می کنم بیان اعتقادی نادرست و ناروا نیز خالی از اشکال است چرا که به شعور عامه باور دارم و فکر می کنم عامه قدرت تشخیص دارند ولی بحث من از ماهیت گفتمانی است که منتقد بر عهده دارد چنین بیانی البته که مسئولانه است نه از منظر حقوقی بلکه از بعد اخلاقی، لذا آیا روشنفکر در سوگیری نقدش مسئول است؟ من فکر می کنم روشنفکر منتقد ما زورش به کاکو نمی رسد کاکل را چسبیده است، نقد از هایک را به بازار تعمیم می دهند، پایین بودن ازدواج را به بازار نسبت می دهند، در مشکل هویت جوانان و از خودبیگانگی جامعه شهری باز بازار را مقصر می دانند، حالا هم که تکلیف خیانت روشن شد و دود همان دود و کنده همان بازار. علت این سنگ اندازی ها و متلک پراکنی ها چیست؟ لودویگ فون میزس در کتابی تحت عنوان ذهنیت ضد سرمایه داری(the Anti-capitalistic mentality) به تفصیل یه این موضوع پرداخته است هر چند مقاله ترجمه شده رابرت نوزیک از سوی عزت الله فولادوند تحت عنوان "چرا روشنفکران با سرمایه داری مخالفند" هم به این مساله اشاره کرده است.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:33 توسط سلیمان عبدی |
|
|
سال نو رو به همه دوستان تبريك مي گم اميدوارم امسال سالي پر از جنب و جوش باشه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 12:2 توسط سلیمان عبدی |
|
|
تحلیل محتوای فیلم و رمان کوری اثر ژوزه سارا ماگو
دانشجو: خدیجه قادریان استاد راهنما: سليمان عبدي درباره نویسنده : (ژوزه سارا ماگو) ژوزه سارا ماگو ، نویسنده ی پرتغالی ، که بارها نامزد جایزه ی نوبل ادبیات شده است، سرانجام و دیر هنگام در سن 76 سالگی موفق شد در سال 1998 این جایزه را از آن خود و کشورش کند . آثار این رمان نویس و شاعر که به عبارتی رئالیسم جادویی را با انتقادات گزنده ی سیاسی در می آمیزد به 25 زبان ترجمه شده است. ساراماگو در سال 1992 در نزدیکی لیبسون در خانواده ای تنگدست به دنیا آمد و به دلیل فقر نتوانست تحصیلات دانشگاهیش را به پایان برساند، در یک آهنگری مشغول به کار شد تا بتواند بطور پاره وقت به درسش ادامه دهد. ساراماگو نخستین رمانش (کشور گناه ) را در سال 1947 نوشت اما 35 سال انتظار کشید تا سرانجام موفقیت ادبی و شهرت در سال 1982با انتشار رمان ( بالتازار و بلیوندا) به سراغش بیاید. سبک شاعرانه ی ساراماگو که تخیل ،تاریخ و انتقاد از سرکوب سیاسی و فقر را با هم در می آمیزد موجب شده است که او را به نویسندگان امریکای لاتین به ویژه گابریل گارسیا مارکز تشبیه کنند . اما ساراماگو منکر این این شباهت است و می گوید بیشتر از سوانتس و گوگول تأثیر پذیرفته است . اثر جنجالی ساراماگو (انجیل به روایت عیسی مسیح) بود که در سال 1992 منتشر گردید ، وزیر وقت کشور پرتغال آنچنان از این رمان برآشفت که نام ساراماگو را از فهرست نامزدهای (جایزه ی ادبی اروپا) حذف کرد و گفت : این رمان توهین به کاتولیک های پرتغال است و موجب تفرقه افکنی در کشور شده است . ساراماگونیز به نشانه ی اعتراض با همسر اسپانیای اش پرتغال را ترک کرد و به لانساروت ، جزیره ای آتشفشانی از جزایر قناری ، به تبعیدی خود خواسته رفت. فرهنگستان سوئد با ستایش از ساراماگو و اهدای جایزه ی نوبل ادبیات 1998 به وی گفت : آثار ساراماگو تمثیلهای ملهم از تخیل و شفقت انسان های سگم را در دایره ی افکار خویش و مناسبات اجتماعی تصویر می کند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 16:17 توسط سلیمان عبدی |
|
|
تحليل رمان حصار وسگ های پدرم
محقق: منيره قهرماني استاد راهنما:سليمان عبدي رمان حصار وسگ های پدرم رمانی است که خواننده رابه دنیایی می برد که در گذشته واقعاً چنین چیزی در جامعه ی کردی وجود داشته، جامعه ای پدر سالار وقدرتمند که همه چیز در دست مردان وپدر نقش اول خانواده است ودرآنجا هیچ نشانه ای از برابری حقوق زن ومرد دیده نمی شود. متن رمان بسیار قابل فهم است وافراد می توانند عمق داستان را حس کرده وآن را به خوبی درک کنند ،در جای جای داستان نقش خشن ومقتدر پدر به خوبی دیده می شود .رمان نثر خیلی غریبی دارد وحشتناک وپر از دلهره یک جور فضای مالیخولیایی ورعب آور،جملاتی که انگار همه ی وجودتان را چنگ می زند .در سرلوحه ی کتاب نویسنده آرزو می کند که بچه هایش،نسل بعدی در حصار هیچ کس زندگی نکنند منظورش حصار های فکری هم هست وفقط مادی نیست چون نسل گذشته همه در حصار زندگی می کردند .این رمان راهی برای شناخت توتم وتابو و جامعه ی اروس کش،ذوق کش،عصیان کش وانتقاد از آن است .اینجاست که در قالب یک داستان از هستی یک حالت آگاه می شویم از جامعه ای که در آن امور جنسی به صورت امری زشت و ممنوع اعلام میشود و حتی فکر کردن به آن نیز حرام و ممنوع است . هدف ما در این نوشته بررسی رمان حصاروسگ های پدرم از دیدگاه فروید درمورد توتم وتابو واریک فروم در مورد مکانیسم های گریز از آزادی است . زیبایی که در این اثر به کار رفته زیبایی سورئالیستی است وجریان سیال ذهن به قدرت در آن پرداخته شده است رمان لبریز از روابط ابژه ای است که شخصیت ها با هم دارند ومی بینیم که تحت تسلط وانقیاد ابژه هایشان هستند .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 16:11 توسط سلیمان عبدی |
|
|
فرهنگ عليه طبيعت(چارشنبه سوري)
سليمان عبدي در خصوص سوالاتي كه مطرح كرده بوديد من فكر مي كنم تا حدودي بخش عمده اي از سوالات شما را مي بايست يك تاريخ شناس و يك زبانشناس در حوزه فرهنگي پاسخ مي داد ولي بنده اين حق را به خود مي دهم كه از منظر جامعه شناسي به عيدهاي سر سال بپردازم. ببينيد در بيشتر كشورها و فرهنگ هاي مختلف، عيد ها و مراسماتي وجود دارند كه با برگزاري آن يك نوع حس تعلق و شادابي براي عموم فراهم مي شود البته در اين كشورها سواي اين عيد و كارناوال ها، محل ها و اماكن ديگري نيز براي ايجاد شادابي و سرزندگي اجتماعي وجود دارد ولي در هر صورت اگر تنها بر اين مورد يعني اين مراسمات و عيد ها بپردازيم بايد بگوييم اين مراسمات مي تواند كاركردهاي اجتماعي بسيار مفيدي داشته باشد شما در طول سال در هر نظام فرهنگي چند مراسم خاص داريد كه مخصوصا يك نماي شاداب و فرح بخش دارند. مراسم سر سال در نزد ما كردها و ايرانيان بصورت كلي همين جايگاه رو دارد به علل مختلفي از اين مراسمات نزد ما كمتر از ديگر جوامع است ولي همين مورد مي تواند با اجراي سياست هاي درست و رويكرد هاي مناسب تبديل به يك فرصت فرهنگي و اقتصادي شود. همانطوري كه اشاره كرديم شادابي اجتماعي از مهمترين كاركرد هاي چنين مراسماتي است كه پتانسيل هاي تفاهم اجتماعي و سلامت عمومي را بالا مي برد چنين مراسماتي مخصوصا توان ارتقاي شادابي عمومي را دارد. همچنين اگر به برخي كارناوال ها و مراسمات ديگر مردمان در كشورهاي مختلف نظري بيفكنيم متوجه مي شويم كه تا چه حدودي مي تواند يك بستر و فرصت اقتصادي نيز تلقي شود براي مثال جشن ملي چين يا كارناوال هاي مختلف آلمان و آرژانتين را نگاه كنيد مي بينيد كه نه تنها در اين ايام فروش كالاهاي مصرفي و اجناس مخصوص عيد ها بالا مي رود بلكه حتي به يك جاذبه توريستي نيز تبديل شده اند و حتي در مورد چين جايگاه ويژه اي در اقتصاد اين كشور دارند. در مراسمات سر سال در نزد ما نيز اين فرصت هاي اقتصادي نيز نزد مردم وجود دارد براي نمونه شما به بالا رفتن خريد و مصرف برخي از كالاها مي توانيد نظري كوتاه بيندازيد در كالاهاي مصرفي مثل تنقلات . شيريني . تخم مرغ همچنين پوشاك و بنزين و .. روبرو هستيم همچنين تغيير دكوراسيون منازل و حتي براي برخي تجديد منزل و محل كار كه همگي به فرايند رونق بازار كمك مي كنند قاعدتا با اين اوصاف من فكر مي كنم متاسفانه تا حالا ما با فقدان يك استراتژي مشخص در خصوص اين مراسمات روبرو هستيم. اگر بخواهيم مشخصا به موضوع بپردازيم و مراد شما نيز تا حدودي از سوالاتتون حاصل بشه همين مراسم چارشنبه سوري رو اگر در چند سال اخير رصد كنيد در همين بوكان مي بينيد كه به مبارزه فرهنگ عليه طبيعت تبديل شده هر كوچه در فاصله پنج يا شش متر از هم يك لاستيك رو به آتش كشيدند و مردم دارند از روش مي پرند كه همه اينها بيانگر نبود همين استراتژي در تعامل با اين پديده فرهنگي است. فكر مي كنم در هر محله اي اگر يك نقطه مشخص براي اجراي مراسم تعيين شود براي مثال شهرك مراسم خودش رو داشته باشه اسلام آباد هم مراسم خودش رو كه در يك نقطه خاصي با فراهم كردن امكان هاي امداد رساني براي موارد اضطراري شايد به نوعي تعادل ميان فرهنگ و طبيعت در اين مراسم برسيم البته اين بستگي به پتانسيلهاي تفاهمي دستورالعمل هايي خواهد داشت كه به مرحله اجرا در مي آيد در مورد هه لاوه مه لاوه من تنها مي توانم بگويم كه اين مراسم رو بايستي به عنوان يك گزيده فرهنگي در نظر گرفت كه به بچه ها به عنوان يك بخش مهم از جامعه نگاه شده يعني ما در ارزشهاي فرهنگي خودمان براي بچه ها جايگاه خاصي قايل بوديم و اين در مراسم سر سال و هه لاوه و مه لاوه متجلي شده كه با بهتر كردن و توسعه بستر مناسب فرهنگي براي ارتقاي اين رسوم مي توان اين عيد رو براي بچه ها لذت بخش تر كرد خوشبختانه در بخش هاي مختلفي از شهر اين مراسم از سوي گروه هاي خود جوشي از بچه هاي محله هاي مختلف هنوز برقرار است. در انتها همه مطالب را من با يك سوال به آخر مي رسونم كه چطور مي شود اين مراسم را با شادابي و سرخوشي بيشتري به اجرا درآورد؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 9:49 توسط سلیمان عبدی |
|
|
مصاحبه با پروفسور دانيل كاهنمن ترجمه: علی سرزعیم دکتر «دانيل كاهنمن» استاد دانشگاه پرینستون و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2002 میگوید: «انسانها به سخت فکر کردن عادت ندارند و به اولین جواب شهودی که به ذهنشان میرسد راضی میشوند». مثال چوب و توپ بیسبال را رها کنید، اما بدانید که موضوع ناسازگاری و خطاهای تصمیمگیری توسط افراد متخصص و خبره از جمله موضوعات محوری است که دکتر کاهنمن به آن پرداخته است. تحقیقات کاهنمن به همراه یار مرحومش دکتر «تورسکی» موجب شد تحولی اساسی در حوزه اقتصاد و فاینانس ایجاد شود چرا که همواره در عمل دیده میشود رفتار عاملان اقتصادی با آنچه که فرضیه رفتار عقلایی پیشبینی میکرد منطبق نیست. آنها از طریق آزمایشهای تجربی نشان دادند که چه اشتباهها، تناقضها وجهتگیریهایی همواره در تصمیمگیریهای انسانی وجود دارد. شاید غیرممکن باشد که فردی راستگو و صادق مقالات او را بخواند و شوکه نشود. وی با سادگی هرچه تمامتر نشان میدهد که چقدر تصمیمگیریهای انسانها در معرض خطا است و چقدر باید مراقب جهتگیریها بود. امروزه کاربرد تحقیقات کاهنمن تحولی شگرف در حوزه فاینانس موجب شده و کمک به فهم این موضوع کرده که چطور عاملان اقتصادی در مورد زمان، پول و منابع خود تصمیمگیری میکنند. با هم گفت وگويي با كاهنمن درخصوص وجود ناسازگاري در تصميمگيريها را ميخوانيم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:34 توسط سلیمان عبدی |
|
|
وال استریت؛ پرسش های بی پاسخ
رضا قزی پور هدف اصلی از نوشتن این سطور در واقع توجه دادن حامیان جنبش والاستریت به این پرسش است که بهشت آنها چگونه جایگزین جهنم امروز خواهد شد؟! بهشتی که مقرر است نتیجه قطعی این جنبش باشد و حقوق ۹۹ درصد ناداران را از دارایان استیفا کند چگونه جایی است؟ دنیای سیاه بورژوازی چگونه جای خود را به ارزشهای عدالتخواهانه میدهد؟! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:16 توسط سلیمان عبدی |
|
|
تحليل جامعه شناختي فيلم ماشینیست محقق: اوين نبي زاده استاد: سليمان عبدي تاریخ نمایش : 2004 تهیه کننده : ژولیو فرناندز نویسنده: اسکات کوسار کارگردان : براداندرسون بازیگران اصلي فیلم: کریستن بیل ( تریور رزنیک ) جنیفر جانسون لی (استیوی ) جان شارین ( ایوان ) مقدمه ماشینیست که به (EL Maquinista) نیز شناخته می شود یک فیلم فرح بخش انگلیسی زبان به کارگردانی براد اندرسون و نوشته ی اسکارت کوسار در سال 2004 است که توسط Fantastic Factory Label of Filmax And Castelao Productionsتولید شده است. ماشینیست فیلمی پیچیده و در عین حال جذاب است که بر سنتهای سینما و ادبیات اروپا به ویژه اسپانیا و روسیه تکیه دارد ماشینیست از یک سو به خاطر شیوه ی روایتش یادآور فیلم یادگاری است و از سوی دیگر با توجه به بی خوابی به عنوان یکی از عناصر مهم فیلم ، شبیه به فیلم بی خوابی است. بیشترین تأثیر اسکات کوسار مربوط به نویسنده ی نامی روسیه فئودور داستایوسکی می باشد. در فیلم ، ترور کتاب ابله از داستایوسکی را مطالعه می کند و همچنین وقتی ترور به جاده ی 666 میرود ، سکانس بدلی است به رمان مشهور جنایات و مکافات از داستایوسکی دارد. براداندرسون سعی کرده است تماشاگر را در برابر معمایی دشوار قرار دهد. تماشاگر تقریبا تمامی رویدادهای فیلم را از دریچه ی ذهن یک نفر یعنی ترور می بیند و از همین روست که جهان فیلم ، همگام و همسو با ذهن ترور آشفته ، از هم گسیخته ، بی رنگ و تیره به نظر می رسد. در عین حال ، تماشاگر به اندازه ی ترور از رویدادهای جهان فیلم آگاه است. در نتیجه همراه با ترور می کوشد تا پازلی که در برابر ترور قرار گرفته حل کند. اما این که براداندرسون چرا چنین شیوه ی روایتی را برای داستانی شبیه به "جنایات و مکافات " داستایوسکی را انتخاب کرده ، موضوعی قابل تأمل است. در رمان داستایوسکی ، خواننده از طریق روایتی متعارف شرایط زندگی راسکولنیکوف ، انگیزه های او برای جنایت ، چگونگی وقوع جنایت و باقی رویدادها را درمی یابد. در رمان داستایوسکی تأکید بر کارکرد جنایت و تأثیر آن بر روان انسان است. از این رو نکته ی نامعلومی درباره ی قاتل یا نحوه ی وقوع جنایت برای خواننده وجود ندارد. به عبارت دیگر ، رمان ، فاقد تعلیق پلیسی است و تعلیق موجود در آن از تردیدهای درونی راسکولنیکوف نشأت می گیرد. اما در ماشینیست ، با حذف چگونگی وقوع جنایت و فاعل آن از مجموعه ی اطلاعاتی که به تماشاگر داده می شود و ارائه ی تدریجی اطلاعات به شیوه ی رمان پلیسی تماشاگر در تعلیقی طولانی قرار می گیرد که تقریباً تا واپسین سکانس های فیلم پایدار می ماند. بدین ترتیب اندرسون و فیلم نامه نویسش اسکات کوسار از یک رمان روانشناختی فیلمی معمایی پدید آورده اند. در واقع كارگردان و نویسنده ی فیلم سعی کرده اند ماهیت انسان مدرن را در دنیای تجدد مورد توجه قرار دهند. کریستن بیل بازیگر اصلی فیلم حدوداً برای چهار ماه در رژیم غذایی سختی بود چون شخصیت او در فیلم نیاز داشت که کاملاً لاغر باشداو 28 کیلوگرم وزن کم کرد تا به 54 کیلوگرم برسد . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 15:33 توسط سلیمان عبدی |
|
|
یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست... !همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 15:2 توسط سلیمان عبدی |
|
|
میگن تو بهشت وقتیسر کلاس میخوابی..استاد میاد پتو میندازه روت هیچکسم حرف نمیزنه تا تو راحت بخوابی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 14:55 توسط سلیمان عبدی |
|
|
کابرایێک ههبو "حاجیاڵی" ناو بو، خهڵکی ئهو وڵاتی باڵهکایهتیه بو، ههژار کهوتبو به ههژاری کهوتبووه سابڵاخ. به ئێواران ئهچو له مزگهوتهکانا دهستهسڕێکی ڕائهخست و به دیاریهوه دائهنیشت بۆ ئهوه شتێکی بۆ بخهنه سهر. له ئاخرا فێر ببو به مزگهوتی سور، ههمو نوێژی شێوان بۆ وێ ئهچو ، دهستهسڕهکهی ڕائهخست و لهبهر خۆیهوه ئهیوت:
" حاجیاڵیمه، باڵهکیمه، ژنمردیمه، پهک کهتیمه. یهکێ بهخێرا بابی پیرهداکێ، پیر خوشکێکی ههبێ وێم دا حهوپشتی دهچێته بهحهشتێ!!!" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:38 توسط سلیمان عبدی |
|
|
کاک شهفیق ئهیگێڕایهوه:
له تورکیه، له شوێنێنێکی ساز کردنی مۆبل(قهنهفه) کارم دهرد. خاوهن کارهکان سێ برا بون، یهک له یهکی موسڵمانتر. مانگی ڕهمهزان بو، چومه قاتی دوههم و دهستم کرد به سیگار کێشان. خاوهن کارهکه هاته سهرێ و پرسی :"ئهوه چ دهکهی؟" - سیگار دهکێشم - بۆ بهڕۆژو نی؟ - با . بهڵام ئێمه سوننی شافعین. له مهزههنی شافهعی دا رۆژو به شتی ئیشک ناشکێ.(له تورکیه زۆرتر سوننی حهنهفین) - که وایه؟. ببوره نهمزانی. ئاوا چارهی سیگار کێشانی خۆم کرد. ڕۆژی دوایی له برسان نهمدهزانی چ بکهم. شاگرد دوکانم نارد "بیسکویت"ی بۆ کڕیم. چومه سهرێ و خهریکی خواردن بوم.خاوهن کار هاته سهرێ و چاوی پێم کهوت.قهڵس بو: - ئهی بۆ دهڵێی بهڕۆژوم؟ ئهمنت پێ کهره؟ چۆن شت دهخۆی و دهڵێی بهڕۆژوم؟ - پێم وا بێ له قسهی من نهگهیشتویی. من وتم شافهعی مهزههبم. به خواردنی شتی ئیشک ڕۆژوم ناشکێ. ئێستا ئهگهر به جێی ئهو بیسکویته، باقلهوا بوایه، ڕۆژوم دهشکا، بهڵام به بیسکویت ناشکێ. - ئاوا!! ببوره له بیرم نهبو. کهوایه بهردهوام به. خوا ڕۆژوت قهبوڵ کا. خوا وهتحهسێنێ، ئهو مانگی ڕهمهزانهم به سیگار کێشان و بیسکویت خواردن له سهر کار، له کۆڵ خۆم کردهوه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:33 توسط سلیمان عبدی |
|
|
کاک "ت" خۆشهویستێکی قسهخۆش و حازر جوابه و چهند ساڵێکه له سوێد دهژی. منداڵهکانیشی بۆ قسه، کهمتر له بابیان نین. چهند ساڵ لهمهوبهر له کلاسی دهرسدا مامۆستای منداڵهکهی به تهوسهوه وتبوی:"ڕاسته دهڵێن له وڵاتی ئێوه ئاودهست نییه؟"
- بهڵی ڕاسته؟ - ئهی خهڵک بۆ ئاودهست چ دهکهن؟ منداڵهکه وتبوی:"هیچ ناکهن، سواری تهیاره دهبن، دێنه سوێد و لێره دهڕین و دهڕۆنهوه!!" مامۆستا زانی لهسهری بڕوا وهک خۆی لێ نایهتهوه، ههر بێ دهنگ بو. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:32 توسط سلیمان عبدی |
|
|
له ڕشتهی مرواریدا هاتووه:
کوڕێک له سهردهمی فهقێیایهتی، گهیشتبوه کتێبی "انموذج". ههر که کتێبهکهی ئهگرت به دهستهوه خهوئ لێ ئهکهوت! وهختی سهردانی ماڵی خۆیان هاتبو و چوهوه بۆ سهردان. مانگایهکیان ههبو زۆر لاسار بو، نهیئههێشت بیدۆشن، دایکی کوڕه به تهواوی به دهستیهوه کهوتبووه عهزیهتهوه. ئهوا دایکی کوڕه مانگای هێناوه، گوێرهکهی خستۆته بهردهمی، خۆشی گۆرانی بۆ ئهڵێ کهچی مانگا ههر لهقه ئههاوێژێ و نایهڵێ بیدۆشن. کوڕهی فهقێ ههر که چاوی بهمه کهوت خێرا چو "انموذج"هکهی هێنا له بهردهمی مانگادا پانی کردهوه! دایکی وتی: ئهوه چی ئهکهی ڕۆڵه؟ فهقێ وتی: "دایه دهنگ مهکه با خهوهکهی لێی نهزڕێ، ههر ئێسته خهوی لێ ئهکهوێ به ئارهزوی خۆت و به شێنهیی بیدۆشه، من ههمو جار که کتێبهکه ئهگرم به دهستهوه خهوم لێ ئهکهوێ، لێ گهڕێ ئێسته ئهمیش خهوی لێ ئهکهوێ! ههر تۆ دهنگ مهکه با خهوهکهی نهزڕێ!!" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 10:31 توسط سلیمان عبدی |
|
|
زهرورهتی هاوجووتی[1] نێوان کؤمهڵگای مهدهنی و لیبیڕاڵیزم له تورکیا نوسینی عۆمهر جاها[2] وهرگێڕانی سولهیمان عهبدی[3]
وتهی وهرگێڕ: ئهم وتاره له لایهن مامۆستایێکی زانکۆوه نوسراوه وهک بۆتان دهردهکهوی لێکدانهوهیێکی باشی له سهر بابهتهکه نوسیوه بهڵام زۆر بهداخهوه نهیتوانیوه خۆی له دهست تابۆی ئاکادێمیکی تۆرک بهرانبهر به کورد ئازاد بکا و به ترسهوه ئاماژهیهکی کورتی به پلۆڕالیزمی ئێتنیکی له تورکیا کردوه، نوسهر باسی له بزوتنهوهی پارێزهرانی ژینگه کردوه بهڵام نهیوێراوه ئاماژه به کێشهی کۆرد له وڵاتهکهی بکا که ساڵه های ساڵه ملیۆنهها کوردی ماڵوێران کردوه، بهڵام ئهبی ئهم ههوڵانهش ههرچهنده به دور له کهمو کورتی نین بهرز بنرخێندرێن، به هیوای ڕۆژێک که قهڵهم بهدهستان و زانایان نهک تهنیا له تورکیا بهڵکو له گشت شوێنێک ئازدانه و بهبێ هیچ ترسێک بنوسن و لێکۆڵینهوه بکهن و ڕهخنه بگرن.
کورتهی بابهت: ئامانجی سهرهکی ئهم وتاره تیڕوانینێکه بۆ هاوجووتی نێوان کۆمهڵگای مهدهنی و لیبڕاڵیزم له تورکیا دا که بۆ ئهم مهبهسته سێ چهرخهی زهمهنی له تورکیا دینینه بهر باس. یهکهمیان، دواههمین ساڵهکانی ئێمپڕاتوری عوسمانیهکانه دوههمیان، سهردهمی کۆماری تورکیا له ساڵهکانی 1923 تا 1980 که به نا لیبڕاڵی دهزانین ، له ئاخر دا ساڵهکانی دوای 1980 که به سهردهمی لیبڕاڵی له تورکیا ناوی دهبهین. ناوهڕۆکی ئهم وتاره باس له هاوپهیوهندی[4] نێگاتیوی نێوان دهست تێوهردانی دهوڵهت له کاروباری ئابوری له لایێکهوه و گهشهی دێمۆکڕاسی وهک کارکردی کۆمهڵگای مهدهنی له لایهکی ترهوه دهکات. سهبارهت به وڵاتی تورکیاش ئهبی ئهم ڕاستیه بڵهین که گهشهی کۆمهڵگای مهدهنی تهنیا ئهوکاته مۆمکینه که دهست تێوهردانی دهوڵهت له ژیانی ئابوری و کۆمهڵایهتی خهڵک کهم کرێتهوه، که واته لیبڕالیزم ئاماژهیه بۆ بێ لایهنی دهوڵهت له نێوان پارته جۆربهجۆرهکان و ڕادهست کردنی چالاکی ئابوری بۆ کهرتی تایبهت وهک بنهمای کۆمهڵگای مهدهنی. وشهی سهرهکی: لیبڕالیزم، کۆمهڵگای مهدهنی پێشهکی: وهک باس دهکرێت کۆمهڵگایهکی مهدهنی چالاک و سیستهمی لێبڕالی هاوتهریبی یهکترن ئهم وتارهش ڕۆڵی سیاسهتی لیبڕاڵ له گهشهی کۆمهڵگای مهدهنی تورکیا دوای ساڵهکانی 1980 ئهکاته بابهتی سهرهکی. مهبهستی ئێمه له لێبڕالیزم بهریتیه له دهوڵهتی بچووک، تاکخوازی،جۆربهجۆری کۆمهڵایهتی، سهروهری یاسا، مافی مرۆڤ و ئازادی. ئێمه ئهنجامه ئهرێنیهکانی دوای 1980 له تورکیا که به هۆی پهیڕهو کردنی سیاسهته لیبڕالیهکانهوه ڕویاندا وهک ئهدیللهی ئهم بابهته بهکار دێنین، بۆ نمونه زۆر ورده کهلتوری[5] جیاواز ههبوون که ئاویتهی یهکتر بوون، زۆر ڕێکخراوهی داخوازی له مافی مرۆڤ دامهزرا، بۆچوونی جۆراوجۆر له میدیاکان ئازادانه دهردهبڕدران، کهرتی تایبهت گهشهی بهرچاوی به خۆوه بینی و قۆرخکاری دهوڵهتی کۆتایی پێ هات یان ڕادهستی کهرتی تایبهت کرا. وهک دهبینین دوای ساڵهکانی 1980 به هؤی پهیڕهو کردنی سیاسهتێکی لیبڕاڵ، کۆمهڵگای مهدهنی گهشهی بهرچاوی به خۆوه بینی، ئێمهش له سهرهتادا باس له پهیوهندی نێوان لیبڕاڵیزم و کۆمهڵگای مهدهنی بهشێوهی گشتی دهکهین و دواجار ڕونکردنهوهمان لهسهر مێژوی تورکیا دهبێت. لیبڕالیزم و کۆمهڵگای مهدهنی: کۆمهڵگای مهدهنی چ پێوهندیهکی له تهک لیبڕالیزما ههیه؟ له سهرهتا دا لیبڕالهکان زۆر خۆشیان له دهسته واژهی کۆمهڵگای مهدهنی نهدههات هۆکاری ئهم بیزاریهش زیاتر تێئۆریک بوو به بڕوای ئهوان کۆمهڵگای مهدهنی بهریتی بو له وه گهڕ خستنی ههستی گشتی که ئهمهش وهک ههڕهشه بۆ سهر ئازادی تاک به ئه ژمار دههات، ههلبهت دو هۆکاری سهرهکی بێزاری لیبڕالهکان له کۆمهڵگای مهدهنی بهریتی بوون له: یهکهم، کۆمهڵگای مهدهنی له ئهندێشهی هێگێلهوه سهرچاوهی دهگرت و وهک سهرهتایهک بۆ دهوڵهتی مێتافیزیک له قهڵهم دهدرا. دوههم، هۆکاری تری بی باوهڕی لیبڕالهکان دهگهڕێتهوه بۆ ئهم ڕاستیه که لایهنگرانی چهپ له ڕۆژههڵات له ساڵهکانی 1960 بهم لاوه پاڵپشتییان لێ دهکرد و بهریتی بوون له گرۆپگهلێک وهک پارێزهرانی ژینگه، فیمینیستهکان، گرووپه خێڵهکیهکان ۆ توندڕهوهکان که له ئایدۆلۆژی سۆسیالیستیهوا سهرچاوهیان دهگرت و بههاو بایهخه کۆمهڵیهکانیان[6](دژ به تاک) ئهوروژاندهوه خواستی گشتیان به سهر مافی تاک دا زاڵ دهکرد ئهمهش ئهبوه هۆی خۆ لادانی لیبڕالهکان له بوون و خواستی ئهم گروپ گهله. له گهڵ ئهواش دا و وێڕای ئهو ناکۆکیه تێئوریکیه ، ئهو گروپگهلهی کۆمهڵگای مهدهنی پێک دێنن تهنیا لهو وڵاتانهی که لهسهر ئهساسی سیستهمێکی لیبڕاڵی داڕژراون توانیویانه درێژه به چالاکی خۆیان بدهن. بۆ وهدهر خستنی ئهم ڕاستیه ئێمه ههڵسهنگاندنێک له نێوان وڵاتانی ڕۆژئاوا و ڕۆژههڵاتی ئۆروپا دا دهکهین. له سهدهی بیستهم بهم لاوه شارنشینی، له ناوهند دهرچوویی دهوڵهت[7]، بتهو بوونی کهلتووری لیبڕالی، گهشهی ئۆتۆنۆمی و سهربهخۆیی چالاکانی ئابوری فاکتۆرگهلێکی هاندهر بون بۆ بتهو بونی کۆمهلگای مهدهنی له دهرهوهی دهوڵهت له ڕۆژئاوای ئۆروپادا ئهمانهش تهنیا له ژێر حاکێمیهتی سهرمایهداری دا مۆمکێن بو بۆیه ئهتوانین بڵهین هێزری کۆمهڵناسی، فهلسهفی ، سیاسی لیبڕالیزم گیانی کرده بهر کۆمهڵگای مهدهنی. تاکخوازی، جۆربهجۆری کۆمهڵایهتی، سهروهری یاسا، مافی مرۆڤ و ئازادی وهک عێبارهتێک له ژێر ناوی لیبڕالیزم بهکاردێن و وهک چوارچێوهێیکی فهلسهفی و کۆمهڵناسی بۆ لیبڕالیزم، گهشهی کۆمهڵگای مهدهنی پێک دێنن. بهڵام بهشی ڕۆژههڵاتی ئۆروپا له ژێر دهسهڵاتی سوسیالیزم و ئارهزوهکانی مارکس که کۆمهڵگای بێ دهوڵهت بوو لاوازی کۆمهڵگای مهدهنی لێ کهوتهوه. به بڕوای کۆمهڵگای مهدهنی واته کهرتی تایبهت که سهرمایهداری لێ ئهکهویتهوه که وابوو مانایێکی نیگاتیوی له باری تێئوریکهوه ههیه. تێئۆریسیهنه سیاسیهکانی سوسیالیستیش بهدهر له گڕامشی لێکدانهوهیهکی نێگاتیویان له سهر کۆمهڵگای مهدهنی ههبووه، لهم بهشهی ئۆروپا بهها و بایاخگهلێک وهک حۆکمڕانی ناوهندی، خێڵهکی بوون[8]،یهکانه خوازی سیاسی[9]،قۆرخ کاری دهوڵهتی، تهک حێزبی بوون، ئایدۆلۆژی توند و تێژی ئیداری، گوێ ڕایهڵی بۆ دهسهڵاتی دهوڵهتی و له ئاکام دا گهمارۆی کۆمهڵگا و نهمانی سهربهخۆیی ئۆرگان و پێک هاتهکانی کۆمهڵگا که پێ شێل کاری مافی مرۆڤی لێ کهوتهوه. ئهم ههڵسهنگاندنه دهریدهخا که له نێوان کۆمهڵگای مهدهنی و لیبڕالهزم پهیوهندی تۆکمه ههیه و لیبڕالیزم وهک رێخۆشکهریک بۆ چالاکی و بهردهوامبونی کۆمهڵگای مهدهنی به ئهژمار دێت. ئهگهر چی ئهو ئۆڕگان و گروپانهی که کۆمهڵگای مهدهنی بهدی دێنن له ساڵهکانی 1960 دا زیاتر له سهر سیستهمیکی ڕیزبهندیانه[10] و یاسای پۆڵایینی گڕامشی ههنگاویان دهنا بهڵام دیمان که تانیا له کۆمهڵگای لیبڕالی به بوونی ئاڵتێرناتیڤی ئازادی و دهوڵهتی بچووک وهک بناغهی ئهم ئازادیه ئهمه مۆمکین بوو. لیبڕالیزم و کۆمهڵگای مهدهنی له تورکیا: سهبارهت به تورکیا باشه بزانین که ئهم دوو دهههی کۆتایی سهدهی بیستهم نمونهیهکی باشه بۆ پهیوهندی نێوان کۆمهڵگای مهدهنی و لیبڕالیزم بهڵام پێشهکی تێڕوانینێکی کورتمان ئهبێت به سهر دوا ساڵهکانی دهسهڵاتی ئێمپڕاتووری عۆسمانیهکان. له نیوهی ئهووهڵی سهدهی بیستهم عۆسمانیهکان دهستیان کرد به ناردنی خوێندکار بۆ وڵاتانی ڕۆژئاوایی به تایبهتی فهڕهنسهو بهریتانیا که له دواجار دا ئهم خوێندکارانه دوای گهڕانهوهیان پاڵپشتیان له مۆدیرنیزه کردنی تورکیا کرد وهک رێفۆرم له بواری سیاسی، زانستی و خوێندن. له سالهکانی کۆتایی سهدهی نۆزدهههم بزوتنهوهی جۆراوجۆر له تورکیا سهری ههڵدا که ههوڵی نوسینهوهی دوبارهی سیستهمی حۆکمڕهوایی عۆسمانیهکانیان له ڕێگهی سیستهمێکی لیبڕالهوه دهدا، ئهوان داوای ئازادی و یهکسانی کۆمهڵانی تورکیایان له بواری ئابوری و سیاسی دا دهکرد. لهم ههلو مهرجه لیبڕالیه دا زۆر گروپ و تاقم دهستیان کرد به چالاکی که ژنانیش یهکێک بوون له وان، ژنان به داکۆکی له مافی خۆیان هاتنه ساحهی گشتی و به دامهزراندنی میتینگ و کۆنفڕانسی سهر شهقام ههوڵی ئاگادار کردنهوای هاو ڕهگهزانی خۆیان دهدا ئمهش بو به هۆی ئهوهی که بابهتی ژنان بێته باسی سهرهکی و سرنجی زۆر لایهن و لاوانه ش خوێندکاران بۆ لای خۆی ڕابکێشێت و ببێته گوڵی سهر چڵی گشت گروپهکانی کۆمهڵگای مهدهنی. ههروهها گروپه ئیسلامیهکان به پاراستنی بهها م ئهرزیشه ئایینیهکانیان له چوارچێوهیهکی عهقڵانی دا ڕێزیان له بهها و بایهخه ڕۆژئاوایهکان دهگرت. لهم ناوه دا گفت و گۆیهکی عهقڵانی به مهبهستی پاراستنی دهوڵهتی عۆسمانی وهک ئاڵتێرناتیڤێک شکڵی گرت ههروهها له گهل نیگهرانی له ههنبهر ڕۆڵی ژنان له کۆمهڵگا دا لایهنگرییان له بهشداری ژنان له ساحهی گشتی دا دهکرد. دوو گهوههری سهرهکی کۆمهڵگای مهدهنی له ئاخر ساتهکانی دهسهڵاتی عۆسمانیهکان بهریتی بون له یهکهم: پارت و حێزبه سیاسیهکان، دوههم گروپ و ڕێکخراوه ئابوریهکان که زیاتر چینی بۆڕژوایان ئهگرته خۆ. پارته سیاسیه کان که زیاتر له سی پارتی سیاسی ئهگرته خۆ به بۆچونی چهپ و ڕاستهوه به پهیرهو کردنی ئایدۆلۆژی و بۆچون گهلێک وهک پێک هێنانی سیستهمی بازاڕ، سۆسیالیزم، پێک هێنانی دهوڵهتی ئێسلامی و ناسیۆنالیزم و .. بوونیان ههبوو. ههروهها گروپ و ڕێکخراوه ئابوریهکانیش ڕۆڵی بهرچاویان له بهرهوپێشبردنی ئابوری تورکیای عوسمانی له ئابوریهکی کشت وکاڵی بهرهو ئابوریهکی سهردهمیانه بوو، ههروا کهمینهکان و بازهرگانه ههندهرانیهکان بونه هۆی گرێدانی ئابوری عۆسمانی به ڕۆژئاواوه که ئهمانهش به گشتی باس له پهیوهندی نێوان سیاسهتی لیبڕالی و کۆمهڵگای مهدهنی له دوا ساڵهکانی عۆسمانیهکان دا دهکات. بهڵام به دامهزرانی کۆماری تورکیا له ساڵی 1923 و به دهست داگرتنی دهوڵهت به سهر گشت بوارهکاندا کۆمهڵگای مهدهنی کهوته ژێر مهتهرسیهوه و سیاسهتی لیبڕالی وهلا نرا و دهسهڵات به ڕهوشتی زۆردارانه(توتالتاریستی) دهستی بهسهر بازاڕ دا گرت، سیاسهتی تهک حێزبی هاته ئاراوه بۆشاییهکی گهوره له نێوان خاڵک و دهسهڵات پێک هات، دهوڵهت تاکه ئۆرگانی دهسهڵات بو ئابوریهکی هاوشێوهی سوسیالیستی و سیستهمێکی دهسهڵات داری زۆرداریانه بو به هۆی لاواز کردنی کۆمهڵگای مهدهنی. له دوای ساڵهکانی 1980 دوای ئهوهی که پارتی دایکی نیشتمان به سهرۆکایهتی تۆرگۆت ئۆزۆڵ دهسهڵاتی وه ئهستۆ گرت کۆمهڵگای مهدهنی دیسان گهشایهوه. ئۆزۆل به لایهنگری له ئابوریهکی کراوهو لیبیڕاڵ به هیوای به ئهندامبونی تورکیا له یهکیهتی ئۆروپادابوو. ئهو به گۆڕانکاری له دهستوور دا به تایبهت له مادهکانی 141 و 142 و 163 له دهستوری تورکیا رێگای بۆ گۆڕانه لیبڕاڵیهکان خۆش کرد و گفت و گۆی سیاسی له ژێر چاوهدێری دهسهڵآتی دهوڵاتی هێنا دهرێ. ئهم گۆڕانانه له سهر گشت دانیشتوانی کۆمهڵگای تورکیا کاریگهری ههبوو بگره ئهو پارتانهش که لهوه پێش دژایهتی بۆچونی لیبڕاڵیان دهکرد ئهم گۆڕانکاریانهیان بهرز نرخاند و پاڵپشتیان لێ کرد. خوێندکاران، ڕۆژنامهنوسان،زانایان و سیاسیهکانی تورکیا کهوتنه ژێر کاریگهری ئهم گۆڕانانه و دیالۆگێکی عهقڵانی له ناو کۆمهڵگا هاته دامهزراندن. گروپه ئیسلامیهکان یهکێکی تر له بهشدارانی کۆمهڵگای مهدهنی تورکیا دوای 1980 بون که پاڵپشتیان له گۆڕانه لیبڕالیهکان دهکرد ئهوان لهبوارهکانی خوێندن و خێرخوازی چالاکیان ههبو و هیچ دژایهتیێکان له گهڵ بهها و ئهرزیشه ڕۆژئاوایهکان وهک دێمۆکڕاسی،کۆماری خوازی، سوسیالیزم و بگره سیکۆلاریزمیش(جیاوازی ئاێێن و دهسهڵات) نهبو تهنانهت پاڵپشتیان له به ئهندام بونی تورکیا له یهکیهتی ئۆروپا دا دهکرد ههروا بهشێوهیهکی لێبردوانه و دێمۆکڕاتیک کهوتنه دیالۆگ لهگهڵ کهمینهکان وهک کریستانیهکان و جولهکهکانی تورکیا. جگه له گروپه ئێسلامیهکان زۆر ئۆرگان و ڕێکخراوهی تر پێک هاتن بۆ نمونه چالاکانی بواری ژنان و بزوتنهوهی قهومی و پارێزهرانی ژینگه. له ساڵهکانی 1973 دوای کۆنفڕانسی ئێستێکهۆڵم که کێشهی ژینگهی تێ دا هاته بهر باس پارتی سهوز له تورکیا هات دامهزراندن ههرچهند ئهم پارته له لایهن دادگای باڵای تورکیاوه ههڵوهشایهوه بهڵام لایهنگرانی ژینگه و ژینگه پارێزی درێژهیان به چالاکی خۆیان دا و دهوڵهتیش وهزارهتێکی له ژێر ناوی ژینگه دامهزراند و قوتابخانهی بۆ کردهوه. له مابهینی ساڵهکانی 1980 تا 1993 که سۆپا دهستی کرد به دهس وهردان له کاروباری تورکیا زوربهی چالاکانی مافی ژنان وازیان له گروپه چهپیهکان هینا و خۆیان ڕاستهوخۆ دهستیان کرد به چالاکی و لهسهر بابهتگهلێک وهک مافی لهباربردنی مناڵ و پۆشینی لهچک له ئیدارات و ئۆرگانه دهوڵهتیهکان دهستیان به کار کرد لهم ساڵانه سهبارهت به کێشهی ژنان زۆر کتێب نوسرا و فیلم دروست بوو ژنان دژایهتی ئهو نهریتانهیان کرد که ژنیان له ژورهوه دهبهستهوه و دهرهوهیان به هی پیاو دهزانی ئهوان داواکاری بهشداری چالاکانهی ژنان له گشت بوارهکانی کۆمهڵگا دا دهکرد. ڕێکخراوهو گروپه ئابوریهکان پێش 1980 تهنیا بهریتی بون له TÜSÍAD ڕێکخراوهی بازهرگانی و پیشه سازی تورکیا و TÍSK کۆنفێدڕاسیونی کار و پیشه سازی تورکیا، بهڵام له دوای 1980 زۆر ڕیکخراوهی تر پێک هات لهوانه MÜSÍAD ڕێکخراوهی بازهرگانانی سهربهخۆ AGÍAD ڕێکخراوهی لاوه بازهرگانانی ئاناتۆلیا GESÍAD ڕێکخراوهی لاوانی بازهرگان و پێشهساز ASKON ڕێکخراوهی بازهرگانانی ئاناتۆلیا، له دوای ههشتاکان زۆربهی ئهم بازهرگانانه که له له بهشی ئاناتۆلیای تورکیا بون سارکهوتنی باشیان بهخۆوه بینی که YÍMPAŞ و KOMBASSAN دوان لهو کۆمپانیه سهرکهوتوانه بون. ئهم بازهرگانانه خۆیان به ئیش کردن له ناوهوهی وڵات نهبهستهوه و له دهرهوهی تورکیاش دهستیان به کار و پیشه سازی کرد و بهم جۆره کاریگهریهکی ئهوتۆیان لهسهر گهشهی ئابوری تورکیا بوو. به کورتی جیاوازی و جۆربهجۆری کۆمهڵایهتی له کهش و ههوایهکی لیبڕاڵ دا دوای ساڵهکانی 1980 فهزایهکی دێمۆکراتیکی پێک هێنا بهڵام ئهمه ڕیگایهکی ئاسان و ههموار نهبو و سپای تورکیا له نهیارانی سهرهکی ئهم پڕۆسهیه بو ههر بۆیه یهکیک له پایه بهرزانی سوپای تورکیا لیبڕالیزم و گروپه ئیسلامیهکان به دو نهیاری سهرهکی خۆیان ناو دهبات. سۆپایهکان دژایهتی چالاکی گروپه مهزههبیهکانیان دهکرد و وهک ههڕهشهیهک بۆ سهر خۆیان له قهڵهم یان دهدا بۆیه کاتێک پارتی ئاسایش[11] دوای ههڵبژاردنهکانی 1995 سهرکهوت سۆپاییهکان دهستیان به دهس وهردان له کاروباری دهوڵهت کرد و پارتی ڕێگای ڕاستیش[12] حۆکمی ههڵوهشانهوهی دهرکرا و تا ئێستاش سیستهمی سیاسی تورکیا له ژێر ههڕهشهی سۆپا دایه ئهمهش لاوازی کۆمهڵگای مهدهنی و زۆربونی توند و تیژی لێ ئهکهوێتهوه. لیبڕالیزم وهک سهرهتایهک بۆ کۆمهڵگای مهدهنی: تورکیا نمونهیهکی باشه بۆ ئاماژه کردن به ڕکهبهرایاتی ئازادانه وهک پێناسهی لیبڕالیزم، که وابو جیاوازی تاکهکان له ئاوهها کۆمهڵگایهک زۆر گرینگه و دهستوهردانی دهوڵهت بۆلایهنگری له گروپ و تاقم و دهستهیهک له ژێر ناوی عهداڵهت، بێ عهداڵهتی لێ دهکهوێتهوه چۆنکه گشت لایهنهکانی ناو کۆمهڵگا ئبێت له مافی یهکسان و بهرانبهر بههرهمهند بن، دهوڵهتی حامی وهک هێگلیش دهڵێت ئهبێت کێشهکان چارهسهر کات و بێ عهداڵهتی دهست درێژی بۆ سهر خهڵک له ناو بهرێت نهک خۆی ببێته بهشێک له کێشهکه. له تورکیا پێشکهوتن به ڕۆڵی دهوڵهت بهسراوهتهوه به جۆرێک که بێ لایهنی دهوڵهت ئهتوانێ هۆکاری پێشکهوتنی کۆمهڵگا بێت، چون ڕهکهبهرایهتی ئازادانهی ناو کۆمهڵگا به ئازادی تاکهکانیهوه باسراوهتهوه، که وابو کاریگهری ئهرێنی دهوڵهت له خۆ کشانهوهی دهوڵهت له بازاڕه نهک له قۆرخ کردنی. لهوانهیه ههندێک له گهلانی دونیا وهک نهتهوهی تورک دهست تێوهردانی دهوڵهتی له بازاڕ دا به خۆوه بینیبێت و بۆ ئهم مهبهسته گروپی قازانج خوازیان[13] بهکار گرت بێت بهڵام ئهم گروپانه داهاتی نهتهوهیی له ڕی وهبهر هێنان زیاد ناکهن و له جۆری گروپی چالاکی کۆمهڵگای مهدهنیش له وڵاتانی لیبڕاڵ به ئهژمار نایهن ههروهک له وڵاته سوسیالیستیهکان لهمهو پێش ئهم گروپانه وهک ئامراز بۆ بهدهستهوه گرتنی بازار بهکار دهگیران له ئاکامیش دا ئابوریهکی کارامهی لێ نهکهوتهوه چونکه نهک له سهر ئهساسی ئازادی و ویستی خۆیان بهڵکو لهسهر داوای دهوڵت ئیشیان دهکرد. تورکیا وڵاتێکه که له باری سازهییهوه[14] بنهمایهکی فرهڕهنگی ههیه وهک له باری ئێتنیکی، مهزههبی، کهلتوری و سیاسی که ئهمهش له خۆیدا شێوهیهک له پلۆڕالیزمی لێ دهکهوێتهوه که ئهمهش پێویستی به سیستهمێکه که دان بهم جۆراوجۆریه دا بنێت چۆنکه ئاوهها کۆمهڵگایهک(فره ڕهنگ) مهکۆی کۆمهڵگای مهدهنیه. گهشهی ئازادانهی گروپ و تاقمهکانی ناو کۆمهڵگا و سهربهخۆیان له دهوڵهت له مهرجهکانی کۆمهڵگای مهدهنین وهک ڕێکخراوهی کرێکاران، بۆنیاده سربه خۆکان، میدیاکان که ئاگاداری ئاستی کۆمهڵگا دهوروژێنن. که وابو گروپهکانی کۆمهڵگای مهدهنی گۆشار ئهخهنه سهر دهوڵهت، ههڵبهت ههر گروپێک به بهشێک له کۆمهڵگای مهدنی له قهڵهم نادرێت وهک گروپه قهومی و خێڵهکیهکان چون مهرجی مهدهنی بونی ئهم گروپانه بهشداری ئازادانهی ئهندامانیهتی و تاک ئهبێت به حهز و ئارهزوی خۆی تێدا بهشدار بێت و مافی ڕهخنه گرتنی لێ زهوت نهکرێت و له ڕاو بۆچونهکانی گروپهکهی بهشداربێت. له ئاکام دا ئهتوانین بڵهین یهکێک له پێناسه کانی کۆمهڵگای مهدهنی گۆشار خستنه سهر دهسهڵاته له ڕیگای لابی کردن، دهنگ دان، دیدار لهگهڵ ڕێبهران و کارگێڕانی دهوڵهتی، پڕۆتێستۆ کردن، میتینگ دانان و مان گرتن. ئهم گروپانه ههروهها ئهبێت بتوانن کاریگهریان لهسهر ڕێبهرانی خۆیان بێت و بتوانن حهز و ویستهکانیان به گۆی ئهوان ڕابگهیێنن و ئهمهش تهنیا له سیستهمێکی دێمۆکڕاتیک دا ههلی بۆ دهڕهخسێت. زۆر گرینگه که ئهمه بزانین له نێوان دێمۆکڕاسی و کۆمهڵگای مهدهنی پهیوهندی تۆکمه ههیه به واتایهکی تر به بێ کۆمهڵگای مهدهنی کارامه و چالاک، دێمۆکڕاسی بونی نیه. بۆ ڕون کردنهوهی زۆرتر ئاماژه به وتهکهی پۆل هارێست دهکهین که ئهڵێت دێمۆکڕاسی مۆدێڕن له بۆچونی سروشتی له دێمۆکڕاسی[15] سهرچاوه دهگرێت که بهریتیه له ئهزمونی ڕۆژانهی خهڵک له دێمۆکڕاسی که وابو ئهمهش تهنیا له کۆمهڵگایهکی مهدهنی چالاک دا مۆمکینه. له کۆتایی دا ئهتوانین بڵهین دهوڵهت پاراستنی ئاشتی و ئاسایش و دهستوری بهدهسته و له وڵاتێک که کۆمهڵگای مهدهنی چالاک بونی ههیه دهوڵهت ههمو کاتێک به بهرپرس دادهنرێت و له ژێر ڕهخنهی کۆمهڵگای مهدهنی دایه ئۆرگان و ڕیکخراوه مهدهنیهکان وهک گهرهنتیهک بۆ ئازادی و مافی مرۆڤ به ئهژمار دێن. به شیوهی گشتی ئهتوانین بڵهین ئهزمونی ڕۆژئاوا و ڕۆژههڵاتی ئۆروپا ههروهها ئاخر ساڵهکانی ئێمپڕاتوری عۆسمانی ڕونی ئهکاتهوه که له نێوان کۆمهڵگای مهدهنی و دێمۆکڕاسی دا پهیوهندی ههیه. له ڕۆژههڵاتی ئۆروپا کۆمهڵگای مهدهنی لاواز بو بۆیه دێمۆکراسیش نهبو ، کۆمهڵگای مهدهنی بهردی بناغهی دێمۆکراسیه له ساحهی گشتی دا سهربهخۆیی ئۆرگان و دهسگاکانی کۆمهڵگای لێ ئهکهوێتهوه. له سهدهی 19 هێگل و مارکس خوێندنهوهیهکی نێگاتیویان سهبارهت به کومهڵگای مهدهنی ههبو و وهک ڕوداوێکی کاتی بۆ پێک هێنانی ئامانجی کۆتاییان دهڕوانی که ئامانجی هێگل دهوڵهتی مێتافیزیک و ئامانجی مارکس کۆمهڵگای کۆمۆنیستی بێ دهوڵهت بوو. و تهنیا کۆمهڵگای مهدهنی توانی له وڵاتانی سهرمایهدار و ئازاد بهردهوام بێت.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 14:35 توسط سلیمان عبدی |
|
|
بازگشت یک توهم
نوشته سليمان عبدي مدتی قبل بود که چند صد نفر از معترضان در یک پارکی نزدیک وال استریت جمع شدند و نسبت به آنچه نابرابری و بی عدالتی می دانستند به نشانه اعتراض تحصن کردند این چند صد نفر با وجود آزادی تحصن و بازتاب رسانه ای در یک کلان شهر چند ملیونی هرگز به بیش از 5000 نفر نرسید اما مباحث پیرامون آن بسیار بیشتر از خیزش مردم مصر ، لیبی و .. بود. سالهاست که به تعبیر گیدنز( که خود از جمله متاثرین از مارکسیسم است) ایدئالیسم مارکسیستی به یک توهم تبدیل شده و از ارزش اجرایی ساقط شده است ولی هنوز ته مانده های این رویای خطرناک در اقسا نقاط دنیا و در رسانه ها متجلی می شود و قاعدتا ما را دچار نوعی حباب اطلاعاتی می کند یعنی به جای اینکه واقعیت را آنگونه که هست بنگریم یا آن را بسیار کوچکتر و یا بسیار بزرگتر از واقعیت وجودیش می بینیم گروهی از لیبرال ها معتقد بودند که این اعتراض ها بیانگر پویایی یک جامعه باز است و آن را به فال نیک گرفتند و البته به همین دلیل دولت را پاسخگو می دانستند برخی نیز آن را یک حالت بازتابی از تحولات دنیای عرب و نشانه نقش اینترنت می دانستند ولی گروهی از رئالیست های سیاسی نیز معتقد بودند مساله یک نوع تسویه حساب حزبی بین دموکرات ها و جمهوری خواهان است چنانکه محافظه کاران با راه انداختن یک اجتماع گسترده تحت عنوان تی پارتی از تلاش های دموکرات ها برای افزایش مالیات و تامین کسری بودجه دولت جلوگیری کردند و حال نیز سیاستهای اصلاحی دموکرات ها که توان متقاعد کردن جمهوری خواهان را نداشته به عرصه عمومی آمده و در پی ایجاد نوعی اهرم فشار برای تصویب لوایح اصلاحی برای افزایش مالیات و فشار بر جمهوری خواهان بوده که در صورت موفقیت البته بسیاری از مشکلات دولت و عمدتا کسری بودجه آن تخفیف داده شده و برگ برنده ای برای انتخابات به دست خواهند آورد البته این هم تنها یکی از چندین نظریه مطرح است اما جالبتر از همه نظریه اقلیتی از رسانه های چپ در خارج از گود که معتقدند این نوعی بازگشت به آرمانهای مارکسیستی است که آینده جهان روز به روز به سمت آن گام بر می دارد! اما نه تنها شرکت کنندگان در تحصن و نه رسانه های داخلی نزدیک به وقایع و نه اعضای فعال این گروه در فیس بووک باوری به رویاهای سوسیالیستی نداشتند حالا باز جای سوال باقی است که خوب پس این اجتماع چه پیامدی داشت؟ و یا حتی شامل چه پیامی بود؟ من فکر میکنم این اجتماع را همانطور که بود بایستی نگریست نگاهی بدبینانه نسبت به عملکرد سهامداران وال استریت و بانکداران که اتفاقا لیبرال ها نیز نسبت به آن بسیار انتقاد دارند و البته که هر ساختار دموکراتیکی در نهایت باید پاسخگوی اعتراض ها و انتقاد های وارده باشد که این اعتراض ها در کشورهای دموکراتیک کم نیستند به تعبیر آلکسی دو توکویل مردم این کشورها اغلب مردمانی نارضی و معترض اند ولی انقلابی نیستند چنانکه این قبیل کشورها از ثبات سیاسی بالایی برخوردارند به همین دلیل البته نارضایتی لازمه پویایی دموکراسی است در چنین کشورهایی بستری برای انقلاب هایی از قبیل مصر و تونس و .. وجود ندارد چون راه های متعدد دیگری برای دستیابی به آرزوهای سیاسی لحاظ شده اند. اما نباید نادیده گرفت که نظام بازار یک نظام پر فراز و نشیب و بدون هدف است به همین دلیل چنین نظامی با افت و خیزهایی گاه مدید نیز روبرو می شود که متاسفانه عمده آنها به علت مداخلات غیر ضروری دولت در بازار است اغلب بحران مالی که متاثر از سیاست های غلط بانکداران و سیاست مداران است به نوعی بحران اقتصادی تبدیل می شود که همین گروهی را به اعتراض برای تغییر رویه وامی دارد اما راه چاره چیست؟ البته که چاره واگذاری آن به دولت نیست پس این توهم سوسیالیستی که باز افسار امور را به دولت واگذاریم البته که محلی از اعراب ندارد ولی دیدگاه عمده تقویت بخش خصوصی است که البته عمده رویکردها به نقش خرده سرمایه داران اشاره دارد یعنی به جای تاکید بر نقش کمپانی ها و شرکت های کلان چند هزار نفری مثل جنرال موتورز حال لیبرال ها دنبال تقویت سرمایه داران کوچک و نقش عمده آنها در ایجاد اشتغال هستند و البته چنین اجتماع هایی اجرای چنین تصمیماتی را تسریع خواهد کرد اما آنچه در رسانه ها گذشت با آنچه در واقع در آن پارک نزدیک وال استریت گذشت بسیار متفاوت بود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 11:50 توسط سلیمان عبدی |
|
|
گريزناپذيري ادعايي سوسياليسم
لودويگ فون ميزس بسياري از افراد بر اين باورند كه گريزي از پيدايي توتاليتاريسم نيست. ميگويند كه «موج آينده»، بشر را بيآنكه راه گريزي داشته باشد، به سوي نظامي ميبرد كه در آن همه امور انساني از سوي ديكتاتورهاي قدرقدرت مديريت ميشود. مبارزه با فرامين اسرارآميز و ناشناخته تاريخ سودي ندارد. رهبران روشنفكر ملتها، مغلطههايي را كه در شرف نابودسازي آزادي و تمدن غربي هستند، پديد آوردهاند و اشاعه دادهاند. روشنفكران به تنهايي مسوول قتل عامهايياند كه از نشانههاي ويژه قرن ما هستند. تنها آنها ميتوانند اين روند را وارونه كنند و راه را براي زندگي دوباره آزادي هموار سازند. نه نيروهاي خيالي «توليدي مادي»، بلكه خرد و انديشهها روند امور انساني را تعيين ميكنند. آنچه براي متوقف ساختن گرايش به سوسياليسم و استبداد نياز است، شجاعت اخلاقي و معرفت عمومي است.
منبع: دنياي اقتصاد، 13 آذر 90
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 15:47 توسط سلیمان عبدی |
|
|
موري روتبارد: اقتصاد، علم، آزادي
هانس هرمن هوپ 1 در مكتب اقتصاد اتريشي نيز همچون ديگر سنتهاي انديشهاي ميتوان شاخههاي درهمتنيده گوناگوني را تشخيص داد. روتبارد واپسين نماينده شاخه اصلي خردگرا در مكتب اتريش است؛ شاخهای كه با كارل منگر، بنيانگذار اين مكتب آغاز ميشود و با اوگن فون بومباورك و لودويگ فون ميزس ادامه مييابد. روتبارد همچون منگر، بومباورك و ميزس خردگرايي بیپرده و منتقد همه گونههاي نسبيگرايي اجتماعي چون تاريخيگري، تجربهگرايي، پوزيتيويسم، ابطالگرايي و شكانديشي است. همچون اسلاف به رسمیت شناختهشدهاش، روتبارد پشتيبان اين ديدگاه است كه قوانين اقتصادي نه تنها وجود دارند، بلكه به گونهاي مشخصتر، قوانيني «دقيق» (به بیان منگر) يا «پيشاتجربي» (به بیان ميزس) هستند. بر خلاف گزارههاي علوم طبيعي (تجربي) كه بايد پيوسته در برابر دادههاي تازهاي كه هميشه از راه ميرسند، آزمون شوند و از اين رو اعتبارشان هيچگاه نميتواند فراتر از اعتباري فرضي باشد، گزارههاي علم اقتصاد با روابطي ذاتي و غيرفرضي سروكار دارند و اعتباري بيچون و چرا به خود ميگيرند. بر پايه جريان اصلي اقتصاد اتريشي، همه قوانين اقتصادي را ميتوان با استنتاج، از چند واقعيت انگشتشمار ساده درباره طبيعت و انسان (منگر) يا از يك اصل موضوع واحد (ميزس) و چند فرض انگشتشمار تجربي- و داراي قابليت آزمون تجربي- بيرون كشيد. اصل موضوع واحدي كه ميزس به آن اشاره دارد، اين گزاره است كه «انسان كنشگر است» كه اگر آن را به چالش كشيم، ناگزير در تناقضي اجرايي2 گرفتار ميشويم و از اين رو بيچونوچرا درست است. روتبارد همچون اسلاف خود آزمون گزارههاي اقتصادي به ميانجي كاوش در دادههاي تجربي را نه ضروري ميداند و نه حقيقتا ممكن. تجربه ميتواند اعتبار يك قضيه اقتصادي را نشان دهد، اما هرگز نميتواند آن را رد يا ابطال كند، چون اعتبار قضاياي اقتصادي دستآخر تنها بر اعتبار بيچون و چراي اصل موضوع كنش و اعتبار (و اعمال صحيح) قواعد استدلال قياسي و استنتاج منطقي استوار است. به واقع كوشش براي «آزمونتجربي» يك قانون اقتصادي، متضمن خلط مقوله3 است و نشانهاي است از سردرگمي. گذشته از آن روتبارد همچون اسلاف خود، منگر، بومباورك و ميزس سرسختانه به فردگرايي روششناختي و معرفتشناختي پايبند است. تنها افراد دست به كنش ميزنند و بر اين پايه همه پديدههاي اجتماعي را بايد به مثابه نتيجه كنشهاي هدفمند فردي شرح داد (منطقا بازسازي كرد). هر توضيح «كلنگرانه» يا «انداموشانگارانه» را بايد قاطعانه به عنوان شبهتوضيحي غيرعلمي رد كرد. به همين سان، هر توضيح مكانيكي از پديدههاي اجتماعي را بايد غيرعلمي خواند و دور انداخت. انسانها در شرايط نااطميناني دست به كنش ميزنند. انگاره تعادل مكانيكي اجتماعي تنها تا هنگامي سودمند است كه سبب شود بتوانيم دريابيم كه كنشها چه نيستند و از چه لحاظ تفاوتي بنيادين با كاركردهاي ماشینها و روباتها دارند و در مقولهاي متفاوت از آنها جاي ميگيرند. مشرب اثباتي روتبارد درباره رقابت و انحصار، (چنان كه يك نظريه بايد باشد) روشن و ساده است. رقابت به مثابه رفتار درون چارچوب قواعد تعريفشده كنش بهينه پارتويي، يعني قواعد مربوط به تصرف آغازين، توليد-مصرف و قرارداد و مبادله آزادانه تعريف ميشود. رقابت به گونهاي مشخصتر و در رابطه با كنش كارآفرينانه، به معناي وجود ورود آزادانه بیقيد و شرط است. هر فردي آزاد است كه دارايي خود را به هر شيوهاي كه مناسب ميبيند، به كار گيرد و به هر مسيري از توليد كه سودآور ميپندارد، وارد شود. روتبارد نتيجه ميگيرد كه تا وقتی اين شرط ورود آزادانه برآورده میشود، همه قيمتهاي محصولات و هزينههاي توليد به قيمتها و هزينههاي كمينه گرايش مييابند. انحصار و رقابت انحصاري در تعارضي آشكار با رقابت، با نبود ورود آزادانه يا به سخن ديگر، وجود مزيت انحصاري تعريف ميشوند. به اين شيوه، دولت كه به عنوان انحصارگر قهري سرزميني حق قضاوت و حمايت تعريف ميشود، صورت نوعي انحصار خواهد بود. همه افراد (منهاي كارگزاران دولت) از استفاده از دارايي خود براي توليد دفاع شخصي و عدالت و بر اين پايه از رقابت با دولت بازداشته ميشوند. ريشه نهايي همه انحصارهاي ديگر به اين انحصار آغازين دولتي بر حوزه قضايي (قانونگذاري و نظارت) باز ميگردد. هر انحصار ديگري، «اعطاي امتيازي خاص از سوي دولت و حفظ حوزهاي خاص از توليد براي يك فرد يا گروه ويژه» را در خود دارد. ورود به اين حوزه براي ديگر توليدكنندگان بالفعل يا بالقوه، به ميانجي قانون محدود ميشود و اين محدوديت را پليس دولتي پياده ميكند. روتبارد نتيجه ميگيرد كه تا وقتی ورود آزادانه، چه در توليد عدالت و امنيت و چه در توليد هر كالا يا خدمتي ديگر محدود ميشود يا از بين ميرود، قيمت محصولات و هزينههاي توليد از حالتي غير از اين بالاتر ميروند يا به سخن ديگر بسيار افزايش مييابند. (از اين رو مفهوم سياست ضد انحصار يا ضد تراست دولت در نگاه روتبارد، خودمتناقض است. رقابت، در برابر، به برچيده شدن خود انحصار سرزميني دولت بر حق قضاوت نياز دارد.) منبع: دنیای اقتصاد، 18 بهمن 90
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 15:44 توسط سلیمان عبدی |
|
|
تحليل جامعه شناسي فيلم انجمن شاعران مرده دانشجو ك نعلبندي استاد راهنما سليمان عبدي مقدمه : دبیر جدید (آقای کیتینگ) از دانش اموزان قدیمی همان مدرسه به مدرسه وارد میشود ؛ با دیده ای برگرفته از نا متعارفها با روشهایی آموزشی نوین در نفش دبیر ادبیات انگلیسی ، عضوی کهنه از انجمن شاعران مرده با روحیه ای پر از نوع دوستی. به دانش آموزان می آموزد که یاد بگیرند که هر آنچه خواستنی است ، یافتنی است.آقای کیتینگ یاد میدهد به دانش آموزان که یاد بگیرند همان چیزی که دوست دارند باشند و بدنبال علایق و سلایق خود گام بردارند و هر چه استعداد و ذوق دارند در آن هزینه کنند که موفقیت در آن است.می آموزد که اعتماد به نفس داشته باشند که قدرت رویارویی با مشکلات را دارا باشند که مسیر زنگی هموار نیست ، پستی ها و بلندی های فراوان دارد. روشهای تدریس وی تابع قوانین و مقررات کتابها نیست بلکه در میان زندگانی جاری است . این دستورالعمال ها خوشایند مدیر و سایر دبیران و برخی از والدین نبود . آقای کیتینگ با انجمن شاعران مرده بیان میکند که حقایق زندگی در لابه لای زندگی است نه در مقصد. گفتارها و اعمال آقای کیتینگ بسیار تاثیرگذار بر دانش آموزان بود و به انان طعم زندگی واقعی را چشانده بود. دانش آموزان اهداف و آرزوهای خود را یافته بودند و مسیر به آنها را نیز درک می کردند و افق روشنی را رسیدن به آن میدیدند . آقای کیتینگ روحیه اعتماد به نفس را در دانش آموزانش زنده کرده بود و به انها چگونه زیستن را اموخته بود . اما والدین نیل سعی در سرکوب آرزوها و امیال پسرشان داشتند و همین امر مسبب مرگ وی شد . مدیر مدرسه از این فرصت جهت اخراج آقای کیتینگ از دبیرستان استفاده کرد و دانش آموزان را مجبور به شهادت دروغین علیه آقای کیتینگ میکرد.در آخرین دیدار خداحافظی آقای کیتینگ با شاگردانش نشان داد که تاثیرات روحی و روانی اموزه های وآقای کیتینگ چقدر موثر واقع شده است. با ایستادن دانش آموزان بروی نیمکتها و خداحافظی پر از غم عجین با قدرت اوج فیلم را نشنان میدهد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:13 توسط سلیمان عبدی |
|
|
تحليل جامعه شناسي فيلم دیوانه از قفس پرید دانشجو ک . نعلبندی استاد راهنما سلیمان عبدی مقدمه: موضوع فیلم در مورد قدرت اعتماد به نفس و توانایی انسانها در شنا کردن بر خلاف جریان رودخانه است و اینکه انسانها باید شرایط زندگی را با شرایط و اهداف خود وفق دهند نه خود را با شرایط محیط . مک مورفی به ظاهر دیوانه وارد آسایشگاه شده و از همان ابتدا در فکر فرار راه حل ها را میبیند ، محیط را برانداز میکند ، دیگر مجنون ها را همراه خود میکند ، در این اثنا مرد سرخپوست را میبیند که او نیز همانند خودش است در ظاهر دیوانه. مک مورفی با اعمال و گفتارش سعی در تحریک دیگر بیماران دارد که شاید تاثیرگذار باشد که آنها نیز در فکر آزادی و فرار باشند . پشتکار و استقامت او در این بین ستودنی است ، روحیه اعتماد به نفس را در همه بیدار میکند و به همه میفهماند که زندگی غیرآن چیزی است که در آن هستند. زندگی یعنی هیجان ، آزادی و .... . پزشکان و روانکاوان سعی در کنترل او را دارند تا کی آسایشگاه تحت نظرشان باشد ، اما مک مورفی به آنچه خواسته بود رسیده بود ؛ در نهایت چاره ای جز خاموش کردنش برای روانپزشکان نمانده بود او را در باطن نیز دیوانه کردند ، سرخپوست با تاثیر پذیری از او و اعتماد به نفسی که در روح و جانش رسوخ کرده بود ، تحمل در بند بودن دائمی مک مورفی را نداشت همخود و هم مک مورفی آزاد کرد .(خود را آزاد دنیا و مک مورفی را آزاد دیار باقی) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 15:9 توسط سلیمان عبدی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 آذر 1389 |
| آرشیو موضوعی |
|
جامعه شناسي ادبيات جامعه شناسي اقتصاد جامعه شناسي سينما شاعرانه جك روز |
|
RSS
|